آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

کرم و سرم های مراقبت از پوست

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: شنبه, 27 بهمن 1391 ساعت 10:51

نمایش «غبار» به کارگردانی بهاره رهنما و بازی الهام پاوه نژاد

این اثر نمایشی درباره 10 روز پایانی سقوط خرمشهر است. در این اثر سه زن جنوبی که در یک کارگاه خیاطی که متعلق به یک مرد ایران، عراقی است، کار می کنند. سه زن داستان نمایش غبار در روزهای سقوط خرمشهر مایل به ترک شهر نیستند و در نهایت مجبور می شوند با کمک یک افسر عراقی و مرد صاحب کارگاه، شهر را ترک کنند و ...

به گزارش آخرین نیوز، نمایش «غبار» به نویسندگی و کارگردانی بهاره رهنما و با بازی سیم ادبی، الهام پاوه نژاد و سپیده گلچین چند روزی است که اجرایش در تالار سایه تهران آغاز شده و تا 20 اسفند ماه 91 ادامه دارد.

این اثر نمایشی درباره 10 روز پایانی سقوط خرمشهر است. در این اثر سه زن جنوبی که در یک کارگاه خیاطی که متعلق به یک مرد ایران، عراقی است، کار می کنند. سه زن داستان نمایش غبار در روزهای سقوط خرمشهر مایل به ترک شهر نیستند و در نهایت مجبور می شوند با کمک یک افسر عراقی و مرد صاحب کارگاه، شهر را ترک کنند و ...

بهاره رهنما درباره این نمایش نوشت:

غبارسنگینی وسایه سال های جنگ است برسالهای نوجوانی من و ما، چیزی پس ذهن و قلبم همیشه وسوسه ام می کرد تا از آن بگویم . جنگی بود که درسالهای اوجش ما عاشقی کردیم ، مدرسه رفتیم ، شعار دادیم و بزرگ شدیم .
دوست داشتم چیزی بنویسم یا بسازم ، چیزی بیش از بازی کردن نیازداشتم تا برای دخترکان نوجوانمان از حس و حال آن روزهایم بگویم و برای نسلی که نه تنها تجربه زندگی و دوستی زیر حمله موشک و بمب را نداشته ، بلکه متاسفانه حتی با مفاهیمی مثل خاک ، ریشه و وطن غریبی می کند.
به هرحال «غبار»یک ادی دین شخصی به مردمان روزهای جنگ است. به مردانی که با خونشان و زنانی که با روحشان ، عزیزمان ، ایران را از تکه تکه شدن نجات دادند و وبیشتراز هر قضاوتی برایم مهم است که سهم خودم از قصه غریب هشت سال جنگ و دفاع از وطن را در قالب یک درام بازگویی و ثبت کنم.
از همراهی گروه بازیگران هم نسلم که با عشق خارق العاده به این داستان و این مضمون ،زنان این نمایش را زندگی کردند و گروه همراه و خلاق پشت صحنه که در بازسازی حماسه عظیم وطنم در زمانی بسیار اندک یاریم کردند ، سپاسگذارم.
تقدیم به مادران و زنان داغدارجنگ و برای پریا که مبادا در غبار زمان یادش برود وطن یعنی مادر...

 

1772 نمایش

نظر دادن