روز جمعه ۱۹ تیرماه، سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت با حضور در برنامه گوفتگوی ویژه خبری شبکه خبر، به تشریح نقش امام شهید امت در شکل گیری قدرت ملت و کشور و تبیین مسائل روز کشور پرداخت.
باید به یاد آورد که ایران در زمان شکلگیری نظم پس از جنگ جهانی دوم در چه وضعیتی قرار داشت. کشور علاوه بر استبداد رضاخانی، تحت اشغال نیروهای خارجی بود. سران سه قدرت بزرگ جهان به ایران آمدند، بدون آنکه حتی برای حاکمیت کشور ارزشی قائل باشند. شاه را تحقیر کردند، کشور در اشغال بود و هنگام طراحی نظم جدید جهانی، اساساً جایگاهی برای ایران در نظر نمیگرفتند. اما حال آن کودک هفتساله پس از جنگ جهانی دوم، امروز به رهبری ۸۷ ساله تبدیل شده بود که ۳۶ سال هدایت این کشور را بر عهده داشت. او نهتنها ایران را به کشوری قدرتمند تبدیل کرد، بلکه همان قدرتهایی را که نظم جهانی را طراحی کرده بودند، با تهدیدی وجودی مواجه ساخت. به همین دلیل بود که آنها به این نتیجه رسیدند که باید مستقیماً جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دهند. این همان عظمت حضرت آیتالله خامنهای است.
حضرت آیتالله خامنهای تمام توان خود را در سراسر عمر سیاسیشان، از همان کودکی هفتساله تا ۸۷ سالگی، صرف کردند تا این قدرت ریشهدار شود، استمرار پیدا کند، استحکام یابد و به جایگاهی برسد که دیگر هیچ قدرتی نتواند مانند دوران جنگ جهانی دوم ایران را اشغال یا تحقیر کند و بتواند با اقتدار در برابر آن بایستد. نتیجه اقدامات آن امام شهید این شد که قدرتی که خود را ابرقدرت جهان میدانست، در مقطعی برای مقابله با جمهوری اسلامی، در حد هدایت چند اغتشاشگر عمل میکرد. سپس کار به جایی رسید که خود اعلام میکرد برای مقابله با جمهوری اسلامی باید رأس نظام را هدف قرار دهد. از این منظر، شهادت حضرت آیتالله خامنهای نیز همانند آخرین تیری است که آرش کمانگیر برای دفاع از سرزمین و آرمان خود رها کرد؛ تیری که تمام هستی و جان خود را در راه حفظ قدرت، عزت و استقلال کشور به میدان آورد.
در ابتدای جنگ دشمن مدعی بود که با هدف قرار دادن رای نظام من سه روزه به نتیجه میرسم؛ اما نهتنها به نتیجه نرسید، بلکه ملت ما و دنیا شاهد بودند که با شهادت امام جامعه، قدرت ایران ارتقا پیدا کرد. در جنگ نیز به هیچیک از اهداف خود نرسید. نه نظام ایران را توانست عوض کند و نه کشور را تجزیه کند و پس از ۴۰ روز به استیصال رسید.
ملت مبعوث شده یعنی همان شکوهی که در تشییع حضرت امام در سال ۱۳۶۸ دیده شد، امروز نیز در سال ۱۴۰۵ در تشییع حضرت آقا مشاهده میکنید. همانطور که آقا فرمودند: «یک ملت مبعوث خواهند آمد.
اگر دشمن بخواهد خطایی بکند، کار را تمام خواهند کرد.» این همان مصداق آیه «فَبَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا» است؛ بندگان ما در صحنه حاضر میشوند، در خیابانها، کوچهها و خانهها حضور پیدا میکنند و وعده الهی تحقق پیدا میکند.
امروز اگر تشییعی در عراق برگزار شد، مشابه همان تشییع در ایران بود. اگر این تشییع در پاکستان برگزار میشد، کمتر از این نبود. همانگونه که در شهرهای مختلف ایران، از قم و مشهد گرفته تا تهران و دیگر شهرها، همین شکوه و عظمت دیده شد. این یعنی یک ملت ساخته شده و ارتقا پیدا کرده است؛ بلکه حتی فراتر از یک ملت، یک امت شکل گرفته و تکثیر شده است. به همین دلیل است که دشمنان اینگونه بیتاب شدهاند و میخواهند هر طور شده، با هر هزینهای، این موضوع را تمام کنند؛ چون مستأصل شدهاند و میفهمند که قدرتی در حال ظهور است.
همان ایرانی که زمانی در جنگ جهانی دوم اشغال شده بود و همه او را تحقیر میکردند؛ اما امروز به یکی از چهار قدرت دنیا تبدیل شده است. حضرت آقا با جانفشانی و شهادت خود، این حقیقت را نشان دادند و آن را ارتقا بخشیدند؛ تا جایی که حتی دشمنان ما نیز پس از همین جنگ اعتراف کردند که امروز با یک قدرت چهارم مواجه هستند.
برخی تلاش کردند این موضوع را چنین تعبیر کنند که «این ملت منزوی است»، در حالی که چنین نیست. این ملت در به چالش کشید نظم ظالمانه غربی پیشگام است و پیشگام بودن با منزوی بودن تفاوت دارد. تشییع امام شهید، تازه آغاز راه است؛ آغازی برای شتاب گرفتن و اوج یافتن این حرکت. کافی است اظهارات حاکم آمریکا را ببینید؛ کاملاً آشکار است که تا چه اندازه از این حضور خشمگین است و با گستاخی و بیادبی سخن میگوید. امروز پاسخ رئیسجمهور رژیم آمریکا همان فرمایش شهید بهشتی است که خطاب به آمریکا فرمود: «از این عصبانیت بمیر.»
اما از این پس، آنچه اهمیت دارد، عملکرد ماست. باید این دستاوردها را پاسداشت و تثبیت کرد. به عراق نگاه کنید؛ آیا میتوان چنین مردمی را با بخشنامه یا دستور اداری به میدان آورد؟ آیا با ابلاغهای حزبی میتوان چنین حضوری را رقم زد؟ اشکهایی که مردم میریختند، شوق و ارادتی که داشتند و ازدحامی که باعث میشد طی کردن مسافتی شش کیلومتری ساعتها طول بکشد تا بتوانند پیکر شهید را همچون نگینی در آغوش بگیرند و بر او اشک بریزند، نشاندهنده نوعی قدرت است؛ قدرتی که از ایمان و پیوند عمیق مردم سرچشمه میگیرد. امروز کنشگری سیاسی ما باید در تراز انقلاب اسلامی باشد؛ کنشی که برای تثبیت این دستاوردهای بزرگ باشد و متناسب با همین سطح از عظمت باشد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، این «مبعوث شدن» باید امتداد پیدا کند و در عرصههای هنر، اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ و همه حوزههای دیگر ظهور و بروز یابد.
در کنار این مطالبه خونخواهی و انتقام مردم، عدهای میگویند اگر انتقام گرفته شود، شاید جنگ ادامه پیدا کند و در نتیجه معیشت، اقتصاد و سایر مسائل کشور آسیب ببیند. پاسخ روشن است. دشمن ما از امکانات گستردهای برخوردار است و خود را یکی از ابرقدرتهای جهان میداند. امروز نیز به صورت کاملاً آشکار وارد میدان شده است. بنابراین، چنین قدرتی با صدور یک بیانیه یا ارائه یک کاغذ عقبنشینی نخواهد کرد. اگر میخواهیم کشور پیشرفت کند، باید تعرض دشمن برای همیشه ریشهکن شود. نمیتوان همواره در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باقی ماند. اگر دشمن جنگی را آغاز میکند، باید آن جنگ با تنبیه متجاوز پایان یابد.
امروز دشمن نگران است؛ زیرا میبیند این نظام همچنان زنده و مقتدر است. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، با قدرت این پرچم را در دست گرفتهاند. امروز ملت ایران عینیت این سخن را نشان داده و ثابت کرده است که چگونه این اندیشه میتواند به ملتها نظام ببخشد، وحدت آنها را حفظ کند و آنان را پشت سر ولایت نگه دارد.
مردم در این حضور گسترده خود در تشییع امام شهید، یک پیام روشن دارند؛ اینکه نباید اجازه داد دشمن چنین خطایی را مرتکب شود و باید هزینه این اقدامات برای او افزایش یابد. خونخواهی نیز دقیقاً به همین معناستت و مطالبه بحقی ملت است و باید دنبال شود. برخی میگویند اولویت، معیشت مردم است؛ اتفاقاً معیشت نیز در همین فضا تأمین میشود. اگر امنیت وجود نداشته باشد و دشمن هر روز دست به تعرض بزند و کشور را در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نگه دارد، طبیعی است که اقتصاد و معیشت نیز آسیب خواهد دید. بنده نسبت به آینده بسیار امیدوارم؛ زیرا ملت ایران با وحدتی که پشت سر رهبری معظم انقلاب دارند و با هوشمندی و هوشیاریای که از خود نشان .دادهاند، در صحنه حضور پیدا میکنند.
عامل بازدارندگی واقعی در برابر دشمن چیست؟ دشمن، دشمنی خود را ادامه میدهد؛ نه اهل اخلاق است، نه به تعهدات خود پایبند است و نه صرفاً با مذاکره یا گفتوگو از دشمنی دست برمیدارد. این تصور که صرفاً با اخلاق، تفاهم یا حتی مذاکره همه مسائل حل میشود، دیگر تجربهای آزموده شده است. بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که دشمن بداند هرگونه اقدام خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران برای او بسیار پرهزینه و بیفایده خواهد بود. واقعیت این است که امروز ملت ایران، نیروهای مسلح و توانمندیهای عظیم کشور، عناصر اصلی بازدارندگی هستند. نباید همه ظرفیت خود را تنها بر ابزارهایی چون مذاکره .متمرکز کنیم و گمان کنیم همه مسائل با همانها حل میشود.
.مذاکره یک ابزار است، نه یک هدف. ممکن است در مقطعی کارآمد باشد و در مقطعی دیگر نه. نباید به ابزار موضوعیت داد؛ آنچه اهمیت دارد، نوع، چگونگی و زمان استفاده از آن است. اگر موجب تثبیت و ارتقای قدرت شود، ارزشمند است. اگر .موجب تضعیف قدرت کشور شود، مضر است.


