https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: جمعه, 20 بهمن 1401 ساعت 18:17

تغییر قطب‌های بازی در غرب/ زلزله ترکیه معادلات را بهم زد

اگر اتفاق موثر دیگری از جنس زلزله ترکیه به وقوع نپیوندد، به احتمال زیاد در ابتدای سال جدید شاهد یک جنگ بزرگ خواهیم بود. باید دید آیا آمریکا می‌تواند اروپا را دوباره مهار کرده و بابت جلوگیری از گسترش جنگ به خارج از اوکراين، طرح جدیدی را به آنها تحمیل کند یا نه.

آخرین نیوز - میلاد رضایی؛ درست زمانی که اروپا تصور می‌کرد به یک راه حل نهایی جهت رهایی از دام آمريکا (وابستگی به انرژی این کشور) دست یافته و همچنین، شانس شکست روسیه را بدست آورده، یک زلزله در ترکیه همه چیز را بهم ریخت.

پیشتر اشاره شده بود که اروپا امیدوار است، با سواستفاده از طمع و حماقت علی‌اف، ایران را وارد تله یک جنگ نیابتی بکند، بدین ترتیب بعد از آن با ورود نیروهای اروپایی به منطقه به بهانه صلح یا حمایت از باکو، خط ارتباطی ایران با روسیه قطع و اروپا از مواهب انرژی دریای خزر و آسیای میانه بهرمند خواهد شد و این انرژی ارزان عامل احیای مجدد این قاره خواهد شد و در ادامه بدون ترس از پرداخت هزینه‌های جنگ مستقیم با روسیه، در یک جنگ طولانی و فرسایشی، روسیه را شکست دهند.

https://akharinnews.com/images/1401/11/04/26964852-6162-b__4542.jpg

گرچه آمریکا با کلیت این طرح مخالف بود (هرچند که بخشی از حاکمیت آمریکا مایل هست که همانند روسیه‌، ایران نیز وارد یک جنگ نیابتی شود.)

از ابتدای بحران اوکراین، اروپایی ها (خصوصا فرانسه و آلمان) سعی داشتند هرچه سریعتر جنگ در اوکراین را با یک توافق به پایان برسانند، زیرا تغییر تاکتیک جنگی روسیه و تبدیل اوکراین به یک باتلاق فرسایشی باعث شده بود که گذر زمان برای اروپا حکم مرگ و زندگی را پیدا کند.

البته نباید به راحتی از نقش آمریکا در رساندن اروپا به این نقطه چشم پوشی کرد.

اقداماتی از جنس، انفجار خطوط لوله نورد استریم و جبهه‌بندی مجدد اتحادیه اروپا (که با استفاده از ابزار انرژی نروژ صورت گرفته بود) همگی از وجود اراده آمریکا در تداوم این جنگ خبر می‌داد؛ زیرا با قدرت گرفتن بلوک شرق خصوصا چین، آمریکا جهت حفظ برتری اقتصادی خود، مجبور شد که ظرفیت‌های اقتصادی و صنعتی اروپا را به خاک خودش منتقل کند و این کار تنها با طراحی یک جنگ طولانی مدت چند ساله امکان پذیر بود.

https://akharinnews.com/images/1401/11/04/166719459576560900.jpg

اما همزمان با گرم نگه داشتن تنور جنگ اوکراین، از ارسال جنگ‌افزارهایی که باعث شود این جنگ از مرزبندی کنونی خارج شود، جلوگيری می‌کرد.

بابت تامین یک جنگ فرسایشی بین روسیه و اروپا، نیازی به یک درگیری گسترده فرامنطقه‌ای نیست زیرا مدیریت یک جنگ گسترده بسیار سخت‌تر از یک جنگ محدود است.

به هر ترتیب سیاست آمریکا ادامه این جنگ بود گرچه بیشتر رهبران اروپا سعی می‌کردند به هر نحوی جنگ به پایان برسد.

اما پس از زلزله ترکیه، همه چیز تغییر کرده است.

به نظر می‌رسد که سیاست حضور اروپا در منطقه قفقاز شکست خورده است و اصرار به اجرای این طرح منجر به یک جنگ مستقیم با ایران می‌شود.

به همین دلیل دیگر اميدی به استفاده از منابع انرژی ارزان منطقه ندارند.

در حال حاضر به نظر می‌رسد که آمریکا بیشترین منفعت را از زلزله کنونی ترکیه برده باشد زیرا بدون آنکه نیاز باشد کار خاصی انجام دهد، اتحاد ترکیه و اروپا قطع شد (ترکیه دیگر مجبور است به ساز کسی برقصد که پول بازسازی او را می‌دهد حال هرکشوری که باشد قطعا از کشورهای اروپایی نیست زیرا آنها به خودی خود در گل گیر کردند) و ترکیه به یک بازیگر صِرف برای آمریکا یا بلوک شرق تبدیل خواهد شد.

https://akharinnews.com/images/1401/11/04/%D8%B2%D9%84%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-1-760x470.jpg

همچنین این زلزله باعث می‌شود دیگر ترکیه نتواند حمایت و پشتیبانی سابق خود را از تروریست‌های تجزیه‌طلب در ایران ادامه دهد. پس درصد شکل‌گیری یک بحران در منطقه شمال غربی و غرب ایران بسیار کم خواهد بود.

روسیه نیز خریدهای مفصل‌تری را از ایران انجام می‌دهد.

برباد رفتن امید اروپا در بدست آوردن انرژی ارزان، کاهش توان مقابله با روسیه و تضعیف این کشور و ... همگی به این معنی است که اروپا بیش از هر زمان دیگر در محاصره است.

باید دقت کرد که اروپا از سمت غرب و جنوب در محاصره آمریکا قرار دارد. (حضور و چینش خاص نیروهای نظامی آمریکایی در تنگه جبل‌طارق و کانال سوئز به‌دلیل تکمیل تسلط آمریکا بر مدیترانه است)

اروپا از سمت شمال و شرق نیز محصور است و تنها راه تنفس اروپا تعامل با ترکیه بود که حتی شامل یک شریان تنفسی کوچک اما حیاتی می‌شده است. ( به‌واسطه ترکیه گاز روسیه را دریافت می‌کرد)

https://akharinnews.com/images/1401/11/04/europe-map-persian.jpg

ترکیه با این زلزله دیگر نمی‌تواند نقش یک منجی سابق را بازی کند و به هر سمتی که حرکت کند بزودی تنها مسیر تنفس اروپا هم قطع خواهد شد.

به همین دلیل عرض شد که شاید آمریکا بزرگترین برنده زلزله ترکیه بوده باشد.

سیاست دیروز اروپا عدم گسترش درگیری و جنگ اوکراین بود تا بتواند هرچه سریعتر جنگ را به پایان برساند و به هر طریقی یک راه نجات جهت جلوگیری از تبدیل شدن به زمین سوخته آمریکا پیدا شود و برعکس آمريکا سعی داشت که جنگ نیابتی با یک جنگ طولانی مدت چند ساله اما محدود تبدیل شود تا با آرامش بتواند کم کم به بهانه تامین نیاز اروپا، نفوذ و تسلط خود را تحکیم ببخشد.

اما امروز اروپا با یک محاصره تمام عیار روبرو شده است و دیگر مدیریت جنگ در جبهه‌های اوکراین توسط آنان امکان پذیر نمی‌باشد، این محاصره باعث می‌شود میزان آسیب پذیری اروپا به شدت افزایش یابد، در کوتاه مدت هم، آمریکا و روسیه به اهداف جنگی خود رسیده و بازنده اصلی اروپا خواهد بود.

اروپا تنها دو راه در پیش روی خود دارد:
١- تسلیم شدن مقابل روسیه و قبول شرایط وی مانند فروپاشی ناتو و یا تغییرات سرزمینی روسیه در اروپای شرقی.
٢- شروع یک جنگ بزرگ و همه جانبه و درگیر کردن آمریکا و سایر قدرت های دیگر دنیا در یک جنگ جهانی که باعث خواهد شد جنگ کنونی از حالت نیابتی خارج شود و تنها اروپا هزینه آن را نپردازد بلکه به یک معضل بین المللی تبدیل شود و بقیه هم به دنبال راهی برای پایان دادن به آن باشند.

اروپا به دلایل مختلف فعلا راه حل اول را کنار گذاشته و به سمت اجرایی کردن گزینه دوم حرکت کرده است.

در این راستا می‌توان به صحبت‌های رسانه‌های بریتانیا مبنی بر اعلام رسمی نقش آمریکا در انفجار خطوط نورد استریم اشاره کنیم که به معنای افزایش سطح خصومت بین روسیه و آمریکا خواهد بود.

نزدیک شدن مقامات اروپایی به ایران و نمایش اعطای امتیازات گوناگون به ایران (مانند عدم قبول سقف قرمز در پرونده هسته‌ای یا درخواست افزایش سطح همکاری با تهران و.. ) همگی در پازل تحریک رقبا مطرح می‌شود.

https://akharinnews.com/images/1401/11/04/167576520489575000.jpg

همکاری اروپایی‌ها با تهران باعث می‌شود کانون بحران از منطقه غرب آسیا به سمت شرق آسیا و شمال آفریقا جابه‌جا شود که به معنای درگیر شدن بیشتر آمریکا خواهد بود.

مخاطبان گرامی باید توجه داشته باشند که به این اقدامات نگاه صفر یا صدی نداشته باشند بلکه با توجه به میزان نیاز اروپایی‌ها، میزان بازیگری آنها در عرصه سیاسی تغییر می‌کند و این اتفاق به معنای چرخش کامل اروپا به سمت ایران نیست.

جالب اینجاست که حاکمیت ایران هم به این موضوع با زیرکی واکنش نشان داده است و می‌خواهد مانند یک بلیط بخت‌آزمایی برنده، منافع خود را نقد کند. صحبت‌های رئیس‌جمهور ایران مبنی بر آمادگی ایران در مذاکرات با غرب بر مبنای منافع فی‌مابین و حل پرونده تحریم‌ها و هسته‌ای در این پازل قابل تامل است.

آنچه که مشخص است اروپا مایل است به هر قیمتی که شده از این بن‌بست و محاصره تمدنی خارج شود و شروع یک جنگ بزرگ و همه جانبه روسیه‌ با اوکراین یکی از بهترین راه‌های خروج آنهاست.

زیرا این جنگ یکبار برای همیشه تکلیف اوکراین تحت رهبری زلنسکی را مشخص می‌کند و توافق صلح با روسیه (بدون دغدغه های پرونده اوکراین) بسیار آسان‌تر خواهد بود حتی اگر نیاز باشد برای ضمانت پایان مخاصمه روسیه و اروپا، سواحل دریای بالتیک و خاک سه کشور لیتوانی و استونی و لتونی را به پوتین هدیه دهند.

در انتها یادآور میشویم گذشت زمان بدون‌ اقدام جدید، هزینه‌های زیادی را به اروپا متحمل می‌کند و ملت‌های این قاره دیگر تحمل پرداخت هزینه‌های جنگ نیابتی آمریکا را ندارند و هر روز که می‌گذرد این دولت‌ها یک گام به سمت فروپاشی داخلی نزدیک می‌شوند به همین دلیل سعی خواهند کرد تا هرچه سریعتر تکلیف اوکراین مشخص شود.

گرچه برای آمریکا برعکس شده؛ آمریکا علاقمند است که جنگ اوکراین به یک جنگ فرسایشی محدود ولی بلندمدت تبدیل شود.

روسیه هم از این ضعف کنونی اروپا مطلع است و برای او بهترین فرصت بابت تصرف کامل جنوب اوکراین است.

در کل اگر اتفاق موثر دیگری از جنس زلزله ترکیه به وقوع نپیوندد، به احتمال زیاد در ابتدای سال جدید شاهد یک جنگ بزرگ خواهیم بود. باید دید آیا آمریکا می‌تواند اروپا را دوباره مهار کرده و بابت جلوگیری از گسترش جنگ به خارج از اوکراين، طرح جدیدی را به آنها تحمیل کند یا نه.

1235 نمایش

نظر دادن