وی در روزنامه همشهری نوشت:
من نه سیاستمدار هستم، نه مدیر و نه کارشناس اقتصادی. بنابراین نمیتوانم در مورد معضلات اقتصادی و اجتماعی نسخه دقیق و کارشناسانه بپیچم.
اما به عنوان یک هنرمند که لطف خداوند و محبت مردم شامل حالم شده، میتوانم به مشاهداتم از جامعه اشاره کنم؛ اینکه بخشی از جامعه به شدت دچار مشکلات اقتصادی است. بهای بسیاری از کالاهای اولیهشان و حیاتی گران است و وسع خیلیها نمیرسد که بتوانند نیازهای اولیهشان را برآورده سازند.
نتیجه اینکه خانوادههای زیادی هستند که مدتها رنگ گوشت را در سفرهشان ندیدهاند. از آن طرف عدهای هم اصطلاحا پولشان از پارو بالا میرود. جامعهای که بخش قابل توجهی از آن در ادارهکردن امور یومیهشان هم دچار مشکل هستند و از سوی دیگر بخش قلیلی، آنقدر پول داشته باشند که ندانند با آن چه بکنند، جامعهای است که از مسیر عدالت فاصله گرفته است.
این فاصلهگرفتن از مسیر عدالت را جدی بگیریم که بسیاری از بحرانهای اجتماعی ما ریشه در همین موضوع دارد. بحرانهایی که اگر فکری برایش نکنیم سمت وسویی نگرانکننده مییابد. کمااینکه هماکنون ما در شرایط نامطلوبی بهسر میبریم. اینکه فردی از راههای مشروع وبراساس زحمتکشیدن ثروتمند شود هیچ ایرادی ندارد، مشکل از جایی شروع میشود که ثروت با سوءاستفاده از قدرت حاصل شود.
نکته دیگر اینکه گسترش فقر زیبنده کشوری نیست که از بسیاری کشورهای دیگر ثروتمندتر است. ما با این همه منابع خدادادی و این همه قابلیت نباید گرفتار فقر باشیم. نباید در این کشور سرپرست یک خانواده حسرت خرید چند کیلو میوه را بخورد و توان مالی تامینکردن نیازهای اولیهاش را نداشته باشد. نمیشود به صورت مداوم وعده داد ولی در عمل سفرههای مردم هر روز کوچکتر از دیروز شود.


