آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

کرم و سرم های مراقبت از پوست

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: چهارشنبه, 27 بهمن 1394 ساعت 16:15

روایت محسن خزعلی از دیدار با سیدحسن خمینی

محسن خزعلی فرزند مرحوم آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی جزئیاتی از دیدار خود با سیدحسن خمینی را روایت کرد.

خزعلی در گفت‌وگو با «نسیم‌آنلاین» با اشاره به دیدار چندی پیش خود با حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی تصریح کرد: به دلیل اینکه حاج حسن آقا در دوران بیماری آیت‌الله خزعلی چند باری به عیادت آمده بودند و در مراسم ختم و تشییع هم شرکت کرده بودند، برای بازدید به دیدار وی رفتیم.

او با اشاره به اینکه در این دیدار بنده نکته‌ای را از آیت‌الله خزعلی در خصوص رهبر معظم انقلاب مطرح کردم، گفت: بنده ابتدا به حاج حسن آقا گفتم که همان‌طور که می‌دانید آقای خزعلی (ره) تضعیف رهبری را حرام می‌دانستند و صریحا می‌گفتند در این زمان که امثال داعش و دیگران شدیدا شیعه را تهدید می‌کنند، پرچم مبارزه با دشمنان علی (ع) به دست آیت‌الله امام خامنه‌ای است. حاج حسن خمینی پس از این سخنان بنده خیلی محکم اظهار کرد که «من هم اعتقادم این است که هیچ کس حتی ایرانی‌های غیر مسلمان نباید رهبری را تضعیف کنند، چرا که رهبری آیت‌الله خامنه‌ای در این سال‌ها آنقدر مدبرانه و حکیمانه بوده که باعث ایجاد قدرت و اقتدار بالایی در سطح منطقه شده است؛ اقتداری که هیچ‌وقت نه قبل از انقلاب و نه بعد از انقلاب ایران نداشته است».

وی همچنین به ذکر خاطره‌ای از این جلسه اشاره کرد و ادامه داد: در آن جلسه یکی از خادمان با اخلاص و باصفای بیت امام داستانی را نقل کرد به این شرح که روزهای آخر حیات مبارک امام خمینی (ره) بود و خانواده شهدا از یکی از استان‌ها برای دیدار به محضر ایشان آمده بودند. زمانی که امام خواستند سخنان خود را شروع کنند پیرمردی که پدر دو شهید بود از جای خود برخاست، تمام‌قد ایستاد و گفت حضرت امام اجازه بدهید یک نکته را بگویم، من دو پسر بیشتر نداشتم یکی مدت‌ها قبل و دیگر پسرم به‌تازگی شهید شده و امروز مراسم تشییع او در شهرمان است و قرار است او را تشییع کنند. در همین حال امروز اسم من را برای دیدار با شما پذیرفته بودند و من بین دوراهی حضور در مراسم تشییع فرزندم و دیدار با شما قرار داشتم ولی چون دیدار با شما برایم مغتنم بود به همسرم گفتم تو به فیض تشییع و دفن پسرمان برس که آخرین فرزند ماست و من به دیدار و زیارت امام خمینی می‌روم. امروز هم به اینجا آمدم تا شما را ببینم و اکنون هم برخاستم تا فقط همین را بگویم که دیدن چهره شما را من ترجیح دادم به تشییع پسرم. همین چند کلام آن پیرمرد حال امام (ره) را دگرگون کرد. چون امام (ره) به خانواده شهدا و مردم اعتقاد ویژه‌ای داشتند و بعد از صحبت‌های آن پیرمرد بغض گلویشان را گرفت و فورا صحبت‌های خود را پایان دادند و به اندرونی رفتند و با هیچ‌کس حرف نمی‌زدند. ایشان می‌گفت بعد از آن موضوع دیگر ما نه خنده امام را دیدیم و نه حال صحبت داشتند.

http://www.akharinnews.com/images/banners/1920897.jpg

1664 نمایش

نظر دادن