https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: یکشنبه, 19 اسفند 1391 ساعت 15:46

هانيه توسلی: از 16 سالگی حس و ميل به مادر شدن را پيدا کردم!

هانيه توسلي از آن دختر‌هايي است که عاشق بازيگري بوده و از نوجواني برايش زحمت کشيده است و الان که به عنوان يک بازيگر شناخته مي‌شود، ژست نمي‌گيرد و اصراري ندارد جايگاهش در سينما و بازيگري را بيشتر از آنچه که هست، به نمايش بگذارد. حواسش جمع است که کجاست و به کجا مي‌خواهد مي‌رسد.

 

  خبرآنلاين: هانيه توسلي از آن دختر‌هايي است که عاشق بازيگري بوده و از نوجواني برايش زحمت کشيده است و الان که به عنوان يک بازيگر شناخته مي‌شود، ژست نمي‌گيرد و اصراري ندارد جايگاهش در سينما و بازيگري را بيشتر از آنچه که هست، به نمايش بگذارد. حواسش جمع است که کجاست و به کجا مي‌خواهد مي‌رسد.
 
هانيه توسلي در جشنواره سي‌ويکم با دو فيلم «دهليز» (بهروز شعيبي) و «به خاطر پونه» (هاتف عليمرداني) ديده شد و به خاطر بازي در «دهليز» سيمرغ گرفت.
 
امسال براي اولين بار سيمرغ گرفتي، دوست داشتي براي کدام يک از فيلم‌هايي که در اين سال‌ها بازي کردي، سيمرغ مي‌گرفتي؟
 
شب‌هاي روشن. فکر مي‌کنم در آن فيلم شرايط خاصي داشتم، يک جوان تازه کار با 22 سال سن بودم، خيلي براي فيلم زحمت کشيدم و فرزاد موتمن از من و بازي‌ام انتظارات خاصي داشت. البته من سال 81 چندان خودم را ارزيابي نکردم و بازي در اين فيلم جنس و حال‌وهواي خاصي داشت. من از جايزه‌اي که امسال بردم، خوشحال شدم. جايزه دقيقاً همان تشويقي است که هنرمند براي بهتر از اين شدن، احتياج دارد. من قبلاً هم براي فيلم «ندار‌ها» جايي براي زندگي» و... کانديدا شده بودم، ولي در مورد شب‌هاي روشن حس ديگري داشتم.
 
فکر مي‌کردي براي بازي در «دهليز» سيمرغ بگيري؟
 
شايد باور نکني من تا دو روز قبل از افتتاحيه شانسي براي خودم قائل نبودم و فکر مي‌کردم جايزه براي ترانه عليدوستي است. ترانه «در آسمان زرد کم‌عمق» خيلي چشم‌گير بود. اما در کل جايزه ملاک تاييد و نفي توانايي‌ها نيست، کساني که انتخاب نشدند، معني‌اش اين نيست که بازيگر خوب و شايسته‌اي نيستند، جايزه حاصل سليقه و مشورت يک گروه چند نفره است که تحت تاثير شرايط و جوي خاص انتخاب‌هايي انجام مي‌دهند.
 
براي شب‌هاي روشن، از طرف خانه سينما تقدير شدي و الان که براي «دهليز» سيمرغ گرفتي. اين دو تنديس چقدر با هم متفاوت است و از هر کدام چه حسي مي‌گيري؟
 
جشن خانه سينما فرق دارد، يک جايزه صنفي که از طرف همکارانت‌ اهدا مي‌شود، ارزش خاص و ويژه خودش را دارد. وقتي تنديس خانه سينما را گرفتم، خيلي هيجان داشتم.
 
مخصوصاً اينکه جايزه‌ام را از خانم تيموريان که خيلي دوستش دارم، گرفتم اما سيمرغ را زماني گرفتم که نسبت به آن موقع سن و سال بيشتر و هيجان کمتري دارم، البته اين به معني دوست نداشتن سيمرغ نيست.
 
با بازي کردن در نقش دختر «شب‌هاي روشن»‌در مسيري قرار گرفتي و فيلم‌هايي بازي کردي که فکر کرديم مي‌خواهم صرفا بازيگر فيلم‌ها به اصطلاح هنري باشي. اما بعد در فيلم‌هاي مثل «کافه ستاره» و «شام آخر» بازي کردي و اين تغيير مسير. فکر شده بود.
 
شام آخر و «اثيري» را قبل از «شب‌هاي روشن» کار کردم و هر دو را خيلي دوست دارم. «کافه ستاره» دو سال بعد از «شب‌هاي روشن» بود و فکر مي‌کنم يکي از فيلم‌هاي خوب کارنامه‌ام است.
 
براي من بازي در اثيري کنار خسرو شيبايي بودن و کارگرداني مثال محمد علي سجادي خيلي تجربه خوبي بود. برايم مهم است که هميشه مخاطب داشته باشم، دنبال طبقه‌بندي افراد و فيلم‌ها هم نيستم. مثلا وقتي «عصر جمعه» مونا زندي را قبول کردم، برايم هنري بودن يا نبودن کارگردان و فيلم مهم نبود، قصه و نقش را دوست داشتم. البته کار‌‌هايي هم بوده که بعد از ديدن نتيجه دوست داشتم کار را قبول نمي‌کردم. قطعاً نقش‌هايي هم بوده که بعد از ديدنشان دوست داشتم من آن را بازي مي‌کردم.
 
مثلا کجا؟ کدام نقش بوده که دوست داشتي بازي‌اش مي‌کردي؟
 
«ليلا» مهر‌جويي هميشه در ذهنم ماندگار است و بازي ليلا حاتمي که خيلي در اين فيلم خوب بود. اين جنس نقش‌ها را دوست دارم.
 
در اين سال‌ها چه چيز‌هايي را به خاطر علاقه و حضورت در سينما از دست دادي و در عوض چه چيز‌هايي به دست آوردي؟
 
سينما بازيگر را به مردم معرفي و يک هويت ديگر به آدم اضافه مي‌کند. من منزوي نيستم، ولي هميشه تنها بودن را دوست داشتم، اين تنهايي با ورود به سينما به حداقل رسيد و من اين تنهايي را از دست دادم و رفتم زير ذره‌بين تا به آرزويي که از 16 سالگي داشتم برسم و اين اصلا بد نيست. شايد گاهي دلتنگ آن تنهايي باشم، ولي ناراحت و پشيمان نيستم. احساس مي‌کنم مي‌توانستم خيلي بهتر از اين تلاش کنم و بيشتر از اين از سينما به دست بياورم.
 
با اين علاقه به تنهايي چطور با شهرت و عواقبش کنار مي‌آيي؟
 
من عاشق شلوغي نيستم، ولي از شهرت هم بدم نمي‌آيد، ذات بازيگري خودنمايي است، يعني من را ببينيد، من دوست داشتم ديده شوم و در عين حال خيلي مواقع هم مي‌خواستم اين ديده شدن نباشد. من اکثراً به جاهاي شلوغ مي‌روم و کار‌هاي روزانه و شخصي‌ام را انجام مي‌دهم. جزو کساني نيستم که براي پنهان کردن چهره‌ام تلاش کنم، اما بعضي اوقات مثلاً دوست دارم شيطنت‌هايي داشته باشم و کار‌هايي بکنم که براي يک فرد عادي عجيب نيست، اما اين شناخته شدن مانع اين کار‌ها مي‌شود.
 
متولد خرداد هستي و ما که متولد اين ماه هستيم، مدام دچار نوسان‌هاي روحي و خلقي مي‌شويم. اين دگرگون بودن احوالات شخصي روي روابطي که با مردم عادي يا حتي همکار‌ها داري، تاثير نداشته؟
 
شايد خيلي‌ها اين حرف‌ها را بدانند، ولي من وقتي خصوصيات خرداد ماهي‌ها را مطالعه کردم، ديدم بيشتر اين خصوصيت را دارم، در اوج شلوغي و شيطنتم که از 16 تا 20 سالگي‌ام بود، از ديوار راست بالا مي‌رفتم، اما باز هم تنهايي خاص خودم را داشتم. الان هم هر دو بعد را دارم، اما آرامش طلبي و اين تنها بودن با سن من روز‌به‌روز بيشتر مي‌شود.
 
همانطور که خودت اول گفت‌وگو اشاره کدي در «دهليز» براي اولين بار در نقش مادر ظاهر شدي، ويژگي‌ و حس‌هاي مادرانه را چطور به شخصيت اضافه کردي؟
 
حس مادر بودن در وجود دختر‌ها وجود دارد. حالا اين حس دروني وقتي کنار بازي با يک پسر‌بچه شيرين و دوست‌داشتني که خيلي دلم برايش تنگ شده قرار مي‌گيرد، روان و خوب مي‌شود. شايد من از 16 سالگي که رمان «جان شيفته» را خواندم، حس و ميل به مادر شدن را پيدا کردم.

 

9295 نمایش

نظر دادن