حسین ساسانی * روزنامه بهار
چالشهایی که در صنعت یا بهطور کلی محیط اقتصادی کشور وجود دارد، سالهاست تکرار میشود. این تکرار بهدلیل ریشهایحلنشدن چالشهاست که باعث میشود با تکرار مشکلات مواجه باشیم. این مشکلات همچون گلوله برفی است که در ابتدای حرکت کوچک است، اما بهمرور بزرگ میشود و خرابی بهبار میآورد.
در کنفدراسیون صنعت، هر ساله مشکلات را دستهبندی میکنیم. امسال در جریان دستهبندی مشکلات به این نتیجه رسیدیم که مشکلاتی که دستهبندی شدهاند عینا مشکلات سال قبل هستند و به این نتیجه رسیدیم که برای حل مشکلات بخش تولید و برداشتهشدن چالشها از سر راه تولید، قدمی برداشته نشده است؛ چراکه چالشها همچنان ثابت باقی ماندهاند.
بر همین اساس به این فکر افتادیم چرا مشکلات ما حل نمیشود؟ و سوال کردیم که ریشه این مشکلات کجاست؟
به این نتیجه رسیدیم که بخشی از این مشکلات ناشی از سیاستهای کلان اقتصادی، مشکلات ساختاری و حاکمیتی، برنامهریزیها و اقدامات دولتی، مدیریت چه در بخش بنگاهها و چه در نهادهای عمومی و دولتی و مشکلات عملیاتی و تکنولوژیک است.
در این شرایط چنانچه واقعا میخواهیم سالهای آینده با مشکلاتی که داشتیم کمتر مواجه شویم و به سمتی حرکت کنیم که این مشکلات حل شود باید واقعیتها را پذیرفت و ریشههای مشکلات را بررسی کرد و بپذیریم که در ساختارها مشکلات عمیقی داریم. اگر واقعیتها را قبول نکنیم هر برنامهریزی که داشته باشیم موقتی خواهد بود و نتیجهای در پی نخواهد داشت؛ مثلا اعلام میکنیم که در کشور شایستهسالاری وجود ندارد و افراد براساس شایستگیهای خود بر مناصب خود تکیه نزدهاند؛ این بهمعنی نبود مدیریت صحیح در کشور است. باید این واقعیت را پذیرفت که مدیریت، در کشور ما صحیح نیست و بر همین اساس به دنبال راهکارهای استفاده از افراد توانمند در امور مدیریتی و اداری باشیم.
همچنین باید مشکلات بینالمللی که بر سر راه تولید وجود دارد و کار تامین مواد اولیه را برای بخشهای مختلف تولیدی را سخت کرده است، بپذیریم و دنبال راهکاری باشیم تا بتوانیم این مشکلات بینالمللی را از سر راه تولید برداریم یا آن را کاهش دهیم تا امکان ادامه راه برای بخش تولید وجود داشته باشد.
در این شرایط نباید سراغ ظواهر برویم و برای حل موقت مشکلات بخشنامههایی صادر کنیم که فایدهای ندارند، دردی دوا نمیکنند و در ادامه بهدلیل بیفایدهبودن تغییر میکنند و میشوند بخشنامه پشت بخشنامه که این بخشنامههای پیدرپی جز سر درگمی بخش تولید و سرگردانی اقتصاد نتیجه دیگری در پی ندارد.
باید به نکته دیگری نیز توجه داشته باشیم و آن هم این است که مشکلات ما حلقههایی است از یک زنجیر. این احتمال وجود دارد که یکی از این حلقهها ضعیفتر و حلقهای دیگر قویتر باشد. در این میان اگر حلقههای ضعیفتر را نادیده بگیریم زنجیره پاره میشود، اما از بین نمیرود؛ به این ترتیب تمامی برنامهریزیها جزیرهای خواهد بود که به طور موقت مشکلات را حل میکند؛ چراکه همان مشکلات کوچک با مرور زمان همچون گلوله برف کوچکی بزرگ میشود و حل مشکلات را موقتی یا بیاثر میکند.
ما در حال حاضر نیز با همین مشکل مواجه هستیم؛ معضلات بخش تولید، مقطعی و جزیرهای مورد توجه قرار میگیرند و مسئولان تنها برای آنکه شعلههای آتش را کمتر کنند، راهکارهایی موقتی ارائه میدهند که این راهکارها تنها برای کمکردن شعله است و آتش را خاموش نمیکند؛ مسکنی است که در کوتاهمدت درد تولید را کاهش میدهد.
در این میان، با مشکلاتی در روابط بینالمللی نیز مواجه هستیم که این امر به تامیننشدن مواد اولیه واحدهای تولیدی منجر شده و کاهش تولید به همراه آورده است؛ همچنین این ناتوانی در تامین مواد اولیه به خرید مواد اولیه از کشورهایی همچون چین منتهی شده که تولید بیکیفیت و ازدسترفتن بازار بهدلیل ناتوانی رقابت در بازار را به همراه آورده است.
اگر این سلسله را زنجیروار حل کنیم، میتوانیم مشکلات بخش تولید را نیز از سر راه برداریم و امکان ادامه راه و رونق تولیدملی را فراهم کنیم؛ البته در کنار حل ریشهای مشکلات باید به فکر استفاده صحیح و منطقی از راهکارهای موقت هم باشیم تا بتوانیم به حل مشکلات بخش تولید سرعت ببخشیم.
با این شرایط چنانچه بخواهیم به سال آتی نگاه کنیم، باید بپذیریم که سال آینده سال سختی برای بخش تولید خواهد بود؛ چراکه در صورت ادامهدارشدن محدودیتهای بینالمللی، درآمدهای نفتی به حداقل خواهد رسید و در پی آن مشکلات بخش صنعت و به طور کلی اقتصاد به نهایت میرسد. این در حالی است که سیاستگذاران و تصمیمگیران تصور میکنند در چنین شرایطی باید به فکر تامین نیازهای فوری و اساسی مردم باشند و کمکهای نقدی به مردم میکنند و به این ترتیب بودجهای به واحدهای تولیدی نخواهد رسید و تولید کشور آسیبهای جدی خواهد دید.
حال آنکه اگر برنامهای داشته باشیم و از درآمدهای محدودی که داریم بخشی را به تولید اختصاص دهیم میتوانیم واحدهای تولیدی تعطیل و نیمهفعال را فعال کنیم و تولید ملی را ارتقا دهیم؛ به این ترتیب هم نیازهای اساسی و فوری مردم را با کالاهای داخلی تامین کردهایم، هم توانستهایم جای صرف درآمدهای محدود نفتی به واردات برای تامین نیازهای مردم، تولید را افزایش دهیم و به صادرات هم فکر کنیم. چنانچه آیندهنگری کنیم، میتوانیم تولید را رونق دهیم و جلوی تامین کالاهای اساسی با واردات را بگیریم.
* دبیر کنفدراسیون صنعت ایران


