آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

کرم و سرم های مراقبت از پوست

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: چهارشنبه, 18 فروردين 1394 ساعت 20:00

نگاهی به ضرب و شتم آزاده نامداری توسط فرزاد حسنی

مجریان ما در ایران به سبک و شیوه هنرمندان دیگر کشورها زندگی نمی کنند که بتوان ماجرای ضرب و شتم آزاده نامداری توسط فرزاد حسنی را در قالب پروژه هایی برای «سروصدای بیشتر» و «روی آب ماندن» تعبیر و توصیف کرد.

نشریه مثلث هم به ماجرای فرزاد حسنی و آزاده نامداری با یادداشتی که بخشی از آن تقدیم می شود چنین واکنش نشان داد: در کشورهای دیگر رسانه های زرد از دعواها، قهرها و آشتی های هنرمندانشان، برای تیراژ بیشتر و به تبع آن درآمد بیشتر بهره می برند، اما اینجا شرایط فرق می کند. در جامعه هنری دنیای امروز یک اصل مهم وجود دارد، اصلی که می گوید «بدنامی بهتر از گمنامی است». براساس این اصل هرکاری مجاز است برای آن که هنرمند یا خواننده در صدر اخبار و توجهات افکار عمومی باقی بماند. این مسئله حتی به قهر، آشتی و یا تصادفات ساختگی نیز کشیده شده است.

می توان فهمید که دو مجری مشهور به طور طبیعی در کانون توجه مردم قرار دارند. آن ها مانند هر آدم مشهور دیگری زندگیشان پیش چشم مردم است؛ به خصوص این که از اهالی جعبه جادویی باشند. ما به عنوان رسانه ناچاریم آنچه را افکار عمومی به دنبال فهمیدن بیشتر آن است پوشش دهیم، اما وقتی این پوشش رفته رفته، به اصلی برای بقای برخی مسائل تبدیل می شود شکل «فاجعه ملی» به خود می گیرد. درحالی که آن مسئله گاه در حد دعوای رایج زن و شوهرهایی است که برای حل و فصل آن ده ها راه حل و ماده قانونی و عرفی وجود دارد.

مسئله اینجاست که مجریان ما در ایران به سبک و شیوه هنرمندان دیگر کشورها زندگی نمی کنند که بتوان آن را در قالب پروژه هایی برای «سروصدای بیشتر» و «روی آب ماندن» تعبیر و توصیف کرد. اگر این اتفاق در کشور دیگری رخ داده بود، کانال های تلویزیونی حاضر بودند برای انجام یک مصاحبه اختصاصی با خانم نامداری صدها هزار دلار پول خرج کنند.

اما اینجا ایران است و خانم نامداری از این راه نه تنها منفعت مالی کسب نخواهد کرد، بلکه اتفاقی محدود را به وسعت ایران بزرگ خواهد کرد. دلیل آن هم تنها یک چیز است؛ این که چهره این زن و شوهر را همه می شناسند. فرض کنید در روزهای آینده خانم نامداری به تهدیدش عمل کند و یکی از فایل های صوتی را که همه ما می دانیم احتمالا در آن ها چه گفته شده است، پخش کند و در مقابل فرزاد حسنی دست به مقابله به مثل بزند و بخش دیگری از زندگی خصوصی اش را روی دایره بریزد.

در این شرایط، اطمینان داریم رسانه ها به واسطه این که انتشار این اخبار، حس کنجکاوی مردم را ارضا خواهد کرد، دست به انتشار آن می زنند. اما آیا واقعا این راه حل درستی است؟ شاید بهترین کار این باشد که خود آن ها خوراک خبری برای رسانه ها و فضای مجازی تولید نکنند و بیش از این پای مردم را به چارچوب زندگی خصوصی خود باز نکنند

6242 نمایش

نظر دادن