آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

لوازم ضروری کمپینگ

دانلود رمان

دانلود رمان شوهر آهو خانم

فوری اپ

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: دوشنبه, 25 آبان 1393 ساعت 21:00

خانه‌ای که روی درخت بنا شد! + عکس

200 سال است که محکم ایستاده است آنقدر محکم که حتی ساخت خانه از 70 سال پیش بر روی دوش‌هایش هم باعث نشده که کمی سست شود.

دور تا دور پاهایش را حصاری نازک کشیدند. چند آجر مراقبش هستند. روی آسفالت پیاده رو محکم ایستاده و کاری به کسی ندارد. ظاهرش نشان می دهد کم سن وسال نیست.

اهالی محل هم می گویند که حداقل 200 سالی می شود که مهمان لویزانی هاست. سال هایی که از کانال آب منطقه نوشیده و بزرگ و بزرگ تر شده است اما حالا تنها شده است.

نه از آن کانال قدیمی آب خبری است و نه حتی جوی آب. دوستانش از بین رفته اند و تنها امیدش همین دو متر زمین شده است و همسایه هایش.

زمینی که در همه این سال ها به خوبی نگهبان ریشه هایش بوده است و نگذاشته هیچ چشم بدی به او نگاه کند و به سرنوشت دوستانش دچارش کند.

آنچنان محکم ایستاده است که نقش استوار بودنش را به خوبی ایفا می کند. آنقدر محکم که بیش از 70سال است خانوده ای 10 نفره میزبانش شده اند. خانه ای روی شانه های قدرتمندش که انگار از سر و کولش بالا رفته است.

علاوه بر ساکنان خانه دو عاشق هم روی یکی از شاخه ها آشیانه کرده اند. قفس مرغ عشقی حد فاصل تراس تا پنجره اتاق خواب در مسیر تنه درخت تا پشت بام، زیبایی خانه و درخت را شاعرانه کرده اند.

170متر خانه روی دوش پیرمرد محله استوار شده است. خانه محمدعلی آقا و همسرش از همان 70سال پیش همین جا بوده است.

خانه ای بالای درخت با هشت فرزند، زندگی شان در آنجا 70 سال دوام آورده است. فرزندان در این خانه بزرگ شدند و حالا تنها دو پسر در این خانه ساکن اند.

زنگ خانه که به صدا درمی آید یکی از پسرها پایین می آید. در را باز می کند و با خوشحالی از محاسن خانه شان می گوید.

از خاطراتش و همه درد دل های محله می گوید. از کانال آبی که تا 30 سال پیش زیر گذر درخت بوده و در آن آب تنی می کرد.

از درختانی که همجوار همین پیرمرد محله بزرگ شدند و به دلیل ساخت و سازهای زیاد دوام نیاوردند و او را تنها گذاشتند.حالا درختی وسط پیاده رو 70سال میزبان و شاید مهمان خانه آنها شده است.

طبقه دوم خانه، دری شیشه ای با دو چوب درخت تزئین شده است. سرویس بهداشتی که از دو طرفش دو تنه 60ساله بیرون زده و تا سقف پیش رفته است.

در امتداد آن نردبان فلزی قدیمی سبزرنگی وجود دارد. نردبانی که برای بالارفتن از آن چندان قابل اطمینان نیست اما میزبان اصرار دارد که این نردبان هر مهمانی را با منظره جدیدی می تواند مواجه کند.

دیدن پشت بام جنگلی، شاید آن پاداشی باشد که پسر صاحب خانه می گوید.سر درخت از سقف بیرون زده و برگ هایش سایه بانی برای بهار خوابی ساکنان خانه شده است.

برگ هایش نشان می دهد درخت توت است. به فصلش نرسیده است اما پسر صاحب خانه می گوید میوه این درخت آنقدر شیرین است که با چشیدنش توت آن در بهار، تا پایان تابستان هم مزه اش به دهان می ماند.

برگ ها از پشت بام به سمت گنبد و گلدسته های امامزداده پنج تن قد علم کرده اند و به ستایش این همه لطف ایستاده اند.

لطفی که می شد در همان 70 سال پیش از او گرفته شود و با ساختن این خانه ساکنش آن را بکشند و اجازه ندهند این همه سال مهمان دیوارهایشان شود.

مهمانی که حتی آنقدر جان دارد که به احترامش دکور خانه شان را تغییر داده اند و جای او را با وسیله ای عوض نکرده اند.

پسر محمدعلی آقا اما کمی ناراحت است. پدر و مادرش فوت کرده اند و حالا تنها شده است. باید خانه را به فروش بگذارد و انحصار وراثت صورت گیرد.

از ته دلش می گوید: اگر می توانستم، تا آخر عمرم کنار این عزیز زندگی می کردم . از کودکی ام دیدمش و بهش عادت کرده ام. به شاخه های تنومندش نگاه می کرد و می گفت که مزه هیچ توتی تاکنون به اندازه توت های این پیرمرد نمی رسد.

حالا چاره دیگری ندارند، به محض وجود مشتری باید خانه را بفروشند و خرابش کنند. تاکید دارد که درخت در سازمان میراث فرهنگی ثبت شده و هر سازنده ای باید به این موضوع توجه کند که کوچکترین آسیبی به او نرساند.

ته نگاهش اشک نشسته اما همچنان امیدوار است که پیرمرد 200 ساله حتی با فروش خانه هم جانش را از دست نمی دهد.(ایسنا)

2097 نمایش

نظر دادن