https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: چهارشنبه, 01 مهر 1393 ساعت 09:15

زن جوان براي رسيدن به مرد خياط، نقشه هولناک قتل شوهرش را کشيد!

زن جوان وقتي ديد شوهرش حاضر نيست از او جدا شود تا به مرد مورد علاقه‌اش برسد، نقشه هولناكي كشيد.

آشنايي نيلوفر و مرد خياط تا جايي پيش رفته بود كه آنها تصميم به ازدواج گرفته بودند اما يك مشكل بزرگ وجود داشت، اينكه شوهر نيلوفر حاضر نبود او را طلاق دهد و زن جوان هرچه تلاش كرد موفق به جدايي شوهرش نشد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، آنجا بود كه او با مرد خياط نقشه كشيد تا هرطور شده با هم ازدواج كنند، نقشه اي كه بوي جنايت مي‌داد و قرباني آن كسي جز شوهر نيلوفر نبود، اين زن حاضر شد براي فرار از زندگي مشتركش نقشه قتل شوهرش را عملي كند امادرست زماني كه فكر مي‌كرد همه چيز تمام شده و حالا مي‌توانند بامردي ديگر ازدواج كند پليس همه چيز رافاش كرد. هفته گذشته زن جواني سراسيمه نزد ماموران پليس آگاهي استان لرستان رفت و در حالي كه نگراني در چشمش موج مي‌زد خبر از ناپديد شدن شوهرش به نام كورش داد، وي وقتي مقابل افسر تحقيق نشست گفت: جناب سروان همسرم روز گذشته خانه را براي رفتن به محل كار ترك كرده و اين آخرين باري بود كه او را ديدم بعد از آن هر چه با تلفن همراهش تماس گرفتم پاسخ نداد تا شب منتظر ماندم اما خبري از شوهرم نشد، اما امروز كه متوجه شدم تلفن همراهش خاموش است و محل كارش نرفته نگراني ام بيشتر شد و تصميم گرفتم موضوع را با پليس در ميان بگذارم.زن جوان گفت: مدتي است با زني ارتباط پنهاني داشته شب‌هايي كه به خانه نمي‌آيد به خانه آن زن مي‌رفت، يك بار گفته بود قصد دارم با اين زن از ايران خارج شوم و مدتي پيش نيز كورش مغازه اش را به يك خياط اجاره داده و من که در خياطي كار مي‌كردم امروز وقتي به محل كار رفتم متوجه شدم همسرم بي آن كه من اطلاع داشته باشم مغازه را به مبلغ 80 ميليون تومان به مرد خياط فروخته است، ديگر مطمئن هستم همسرم به همراه آن زن قصد خروج از كشور را دارد. پس از ثبت اظهارات زن جوان افسر پليس تحقيقات در اين زمينه را آغاز كرد، استعلام از فروردگاه‌ها و پليس مرزي نشان مي‌دهد كه كورش از كشور خارج نشده است از طرفي افسر پرونده وقتي از همسر وي در باره محل زندگي هوويش پرسيد زن جوان گفت كه اين زن را نمي‌شناسد و نمي‌داند كجا زندگي مي‌كند.حرف‌هاي همسر كورش مشكوك به نظر مي‌رسيد، مگر مي‌شود او از رابطه پنهاني همسرش با زني ديگر خبر داشته اما آن زن را نشناسد و همين سوال شك ماموران را به همسر كوروش بيشتر كرد و به همين دليل ماموران او را زير نظر داشتند. رفت آمد‌هاي زن جوان ظن پليس را بيشتر كرد اين زن هر روز صبح همراه مرد خياط به مغازه مي‌رفت و شب‌ها نيز همراه مرد خياط از مغازه بر مي‌گشت. از طرفي تحقيقات محلي نشان داد مرد خياط كه سعيد نام داشت شب گم شدن كوروش در نيمه‌هاي شب حوالي خانه آنها ديده شده بود.با اين اطلاعات سعيد براي تحقيقات به پليس آگاهي احضار شد و در بازجويي گفت: حدود 8 ماه قبل از كوروش مغازه اي اجاره كردم با شرط آنکه اجازه دهم همسرش در مغازه كار كند.وي ادامه داد: من قبول كردم، هر روز نيلوفر به مغازه مي‌آمد و عصر به خانه بازمي گشت، او خياط ماهري بود چند روز قبل كوروش سراسيمه پيش من آمد و گفت حاضر است مغازه را به 80 ميليون تومان به من بفروشد من كه اين پول را داشتم قبول كردم اين مغازه را بخرم اما قبل از اينكه به محضر برويم و سند بزنيم كوروش ناپديد شد. كارآگاهان به سعيد و نيلوفر مشكوك بودند و حدس زدند كه اين زن و مرد با همدستي يكديگر بلايي بر سر مرد ناپديده شده آوره‌اند.با گزارش ماجرا به بازپرس پرونده دستور بازداشت نيلوفر صادر شد. زن جوان پس از حضور در آگاهي اين بار با طرح موضوعات جديد سعي کرد مسير تحقيقات را تغيير دهد.نيلوفر اين بار احتمال قتل همسرش از سوي زن ناشناس را مطرح کرد و مدعي شد که شايد هوويش کوروش را به قتل رسانده است اما پليس که مي‌دانست او حقيقت را مخفي کرده است. بازجويي از وي را ادامه داد تا اينکه زن جوان پرده از راز جنايت برداشت.

اعتراف هولناک

نيلوفر گفت: همه چيز از زماني آغاز شد که شوهرم مغازه اش را به مرد خياط اجاره داده و من در آنجا مشغول به کار شدم بعد از مدتي رابطه من و مرد خياط صميمي شد تا اينکه تصميم گرفتيم از همسران خود طلاق بگيريم و با هم ازدواج کنيم.نيلوفر ادامه داد، تنها راه، به قتل رساندن کوروش بود. چند بار براي قتل او نقشه کشيدم اما هر بار با مشکل روبه رو شديم، آخرين بار قرار شد من کوروش را با قرص بي هوش کنم و سعيد او را با شليک گلوله به قتل برساند.وي ادامه داد:سعيد يک قبضه کلت کمري خريد تا اين که شب فرار رسيد و آن شب وقتي کوروش به خانه آمد در چاي او قرص خواب آور ريختم و به او دادم وقتي مطمئن شدم به خواب رفته با سعيد تماس گرفتم و وي حاضر و اسلحه را به سمت سر شوهرم گرفت و شليک کرد بعد هم جنازه اش را داخل يک گوني گذاشته و چند گوني ديگر پراز نخاله‌هاي ساختماني کرد و جسد را از خانه بيرون و در بيايان دفن کرد.

جسدي در بيابان

پس از اين اعترافات، ماموران راهي مغازه سعيد شده و او را قبل از اينکه موفق به فرار شود دستگير کردند و سعيد وقتي متوجه اعترافات نيلوفر شد گفت: من به نيلوفر علاقه مند شدم و قصدم ازدواج با او بود و قرار شد بعد از اجراي نقشه مغازه به من برسد، بعد از به قتل رساندن کوروش جسدش را در بيابان دفن نموده ام و هيچ گاه تصور نمي‌کردم کسي متوجه جنايت ما شود.پس از اعترافات قاتل به همراه تيم پليسي به محل دفن جسد اعزام و با راهنمايي قاتلان جسد کشف شد و در بازرسي از مغازه وي آلات قتاله نيز کشف گرديد هر دو نفر با قرار بازداشت موقت راهي زندان شدند.

1103 نمایش

نظر دادن