آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

لوازم ضروری کمپینگ

دانلود رمان

دانلود رمان شوهر آهو خانم

فوری اپ

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: یکشنبه, 29 تیر 1392 ساعت 16:52

روایت سعید قاسمی از عملیات رمضان

سعید قاسمی می‌گوید: حاج همت خودش به استقبال مسئولان گردان‌ها می‌رفت و می‌گفت: ماشالله چقدر تانک زدید! خدا شهیدتان کند! می‌گفت و با آن‌ها می‌خندید. گل از گل‌اش شکفته بود. خب اولین بار بود که در کسوت فرماندهی تیپ ۲۷ رسما وارد نبرد می‌شد

به گزارش  تسنیم، 30تیرماه سالروز شرکت لشگر 27 محمد رسول الله(ص) در مرحله سوم از مراحل پنجگانه عملیات رمضان است. تیپ 27 پس از بازگشت از سوریه برای حضور در این عملیات آماده شد.بعد از ربوده شدن حاج احمد متوسلیان در لبنان مسئولیت تیپ 27 محمد رسول الله(ص) به محمد ابراهیم همت واگذار شد. و این تیپ به فرماهندهی همت توانست در مرحله سوم عملیات رمضان حضور پیدا کند. سعید قاسمی جانشین واحد اطلاعات عملیات تیپ 27 محمد رسول الله در آن ایام پیرامون عملکرد این تیپ در مرحله سوم رمضان روایت می‌کند که شرح آن در ماه همراه بچه‌هاست‌ آمده. او می‌گوید:

"... تیپ 27 در مرحله سوم رمضان واقعاً کولاک کرد برای خود من هم شب حمله مرحله سوم خیلی شب عجیبی بود، طوری که در جنگ هشت ساله مشابه آن را ندیدم! بچه‌های تیپ ما در حمله شب عید فطر تعداد قابل توجهی از تانک‌های دشمن را زدند آمارش را خودتان دارید دیگر. فقط یک قلمِ آن، گردان انصار تیپ ما آن شب مقر تاکتیکی تیپ 10 زرهی عراق را گرفت، فرمانده آن را کشت و کلیه تجهیزاتش را منهدم کرد. میزان انهدام تانک‌های ارتش عراق در شرق کانال پرورش ماهی فوق‌العاده بالا بود طوری که آن شب تا صبح کل دشت مقابل کانال، روشن بود.

تا جایی که من می‌دانم به آن صورت اسیر و شهید ندادیم شاید هیچوقت دیگری مثل آن شب من حاج همت را پشت بی‌سیم، مسرور و شاداب ندیدم. خیلی خوشحال بود. یادم مانده؛ راه به راه پشت بی‌سیم از طرف گردان‌ها اعلام می‌شد ما پارک موتوری گرفتیم، تانک زدیم، غنیمت گرفتیم. حاجی هم خیلی خوشحال بود. طوری شد که موقع عقب نشینی شاید بیش از نصف تانک‌ها و تجهیزات دشمن را بچه‌ها با آرپی‌جی و حتی نارنجک دستی منهدم کردند. والا، اگر می‌شد آنجا بمانیم، می‌توانستیم تمام آن‌ها را به عنوان غنیمت، برداریم. دم‌دمه‌های صبح که با همت کنار نفربر ام‌.113 مرکز پیام ایستاده بودیم تا از گردان‌ها استقبال کنیم، گله به گله می‌سوختند به همین دلایل حاجی علیرغم اینکه از بابت مفقود شدن اسماعیل قهرمانی؛ جانشین فرماندهی تیپ دلشوره داشت باز می‌دیدی خیلی خوشحال و شنگول است. خودش به استقبال مسئولان گردان‌ها می‌رفت و با آن‌ها بگو بخند می‌کرد و می‌گفت: ماشالله چقدر تانک زدید! خدا شهیدتان کند! می‌گفت و با آن‌ها می‌خندید. گل از گل‌اش شکفته بود. خب اولین بار در کسوت فرماندهی تیپ 27 رسما وارد نبرد می‌شد و خودش به تنهایی، تیپ را در عملیات هدایت می‌کرد حق داشت مسرور باشد.

1384 نمایش

نظر دادن