
مراسم بزرگداشت سومین شهید محراب عصر جمعه گذشته توسط بنیاد توحید (یزدیها مقیم مرکز) در سالن همایشهای دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. در این مراسم شخصیتهای سیاسی از جمله سیدمحمد خاتمی، محمدرضا عارف، آیتالله موسوی بجنوردی، حجتالاسلام رضوی یزدی، سروش محلاتی، علیاکبر اولیا، حبیب الله بیطرف، حسین مرعشی، محمدرضا تابش و اعضای بیت امام(ره) حضور داشتند. به گزارش مهر در این مراسم سید محمد خاتمی سخنان خود را با گرامیداشت یاد و خاطره آیتالله شهید صدوقی آغاز کرد و با یادآوری جنایت ترور سومین شهید محراب در سال 61 تصریح کرد: این روزها شاهد ترور و تروریسم در دنیا هستیم که متاسفانه بدجور هم دامن جامعه اسلامی ما را هم گرفته است و با دامنزدن اختلافات فرقهای و طائفه از سوی دشمنان مانع از تکامل و رشد و پیشرفت این جوامع میشوند و متاسفانه تعصب و نادانی و کوردلی داخلی در این کشورها هم سببشده که این اختلافات ابزاری شود برای درگیریهای خونین. رییسجمهوری سابق کشورمان با اشاره به وجود زمینههای ذهنی و اجتماعی ترور گفت: زمینه ذهنی آن بهنوعی از تعصب، جهل و خودخواهی برمیخیزد و ترکیب اینها ناشی از آن است که انسانهایی گمان میکنند همه حق در اختیار آنان است و آنچه جز آنان باشد ناحق یا غیرحق و باطل است و این خود نشاندهنده جهل و بیبصیرتی است؛ زیرا حقیقت خیلی دیریاب است دائما دیدار میکند و پرهیز میکند و بازار خود و آتش دوستداران خودش را تیزتر میکند. هیچ انسانی نمیتواند بگوید من به حقیقت دست مییابم. رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با تاکید بر اینکه برترین انسانها انسانهای سالکاند که همواره در راهاند، افزود: اینکه انسانها به این توهم برسند که حقیقت را دریافتهاند و تمام حقیقت در اختیار آنان است و خود آنان مدار و محور حق و حقیقتاند و دیگری یا نباید باشد یا اگر هست باید صددرصد تسلیم او باشد منشأ ذهنی است که پدیدآورنده زمینههای ترور و تروریسم در دنیاست.
وی ادامه داد: یک منطق از درون این بینش بیرون میآید و آن اینکه هر کسی با ما نیست بر ماست و دوم اینکه ما مجاز هستیم با آن کسی که بر ماست هرگونه بخواهیم رفتار بکنیم! و برهنهترین و آشکارترین رفتار اینکه او را از میان برداریم. این منطق هر کجا که باشد نتیجه کار ترور و تروریسم است؛ چه در میان دولتهای مختلف باشد، چه در میان گروههای خاص تروریستی. رییسجمهوری سابق کشورمان با اشاره به حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر، گفت: در این حادثه بزرگ تروریستی میبینید چگونه دو قطب مقابل همدیگر دارای یک منطقاند؛ نو محافظهکاران بهنمایندگی بوش بهصراحت میگویند آنکه با ما نیست بر ماست و ما حق داریم او را از صحنه برداریم و به هرگونه که تصمیم بگیریم و بخواهیم با او رفتار بکنیم. عین همین منطق در قطب مقابل او، یعنی بنلادن و القاعده، وجود دارد که هرکسی با ما نیست ضداسلام است و ما باید هرکسی ضداسلام است او را از صحنه برداریم. این منطق منطقی است که از درون او ترور و تروریسم بیرون میآید. خود آن ناشی از بیبصیرتی، جهل، تعصب و خودخواهی است و از درون اینها یک حالت عاطفی، «نفرت» درمیآید و بههرحال رابطه فقط میشود رابطه زور و خشونت و نفی و حذف. وی در توضیح شق دوم ترور اظهار داشت: گاهی بهجای آن وجه برهنه و عریان تروریسم که حذف فیزیکی رقیب از صحنه است، حالتی ظریفتر و لطیفتر هم دارد و آنهم که آثار وجودی انسان را حذف میکند و بر نمیتابند که آن هم ترور است. خاتمی تصریح کرد: یعنی انسان عبارتست از مجموعه عواطف، اندیشههایش، ارادهاش و دیگر اموری که هست و حقوقی که دارد اگر جلوی اراده کسی را بگیرد؛ اگر کسی جلوی عواطف دیگری را بگیرد، اگر جلوی اندیشه او را بگیرد و نگذارد او بیندیشد یا اندیشهاش را ظاهر بکند این هم حذف آثار وجودی یک انسان است. گرچه خود وجود فیزیکی او باقی میماند ولی محتوای وجود او را ترور میکند و این خودش نوعی ترور و تروریسم است. رییس دولت اصلاحات اضافه کرد: اگر در جامعهای نظامی حاکم باشد که حق دیگران را بهرسمیت نشناسد، حرمت دیگران را زیر پا بگذارد، حق آزادی، حق اندیشیدن، حق بیان و حق برخورداری از یک زندگی انسانی را بهرسمیت نشناسد خودبهخود زمینه را برای اعمال خشونت فراهم کند و رابطه خودش با مردم را بر مبنای خشونت قرار دهد خودبهخود زمینه عکسالعمل این رفتار که پاسخگویی خشونت با خشونت است و تلاش برای حذف کسی است که درصدد حذف شماست پدید میآید و خودبهخود زمینههای پیدایش حرکتهای خشونتآمیز که ترور از مصادیق بارز آن است پدید میآید. بهعقیده خاتمی عرصه بینالمللی هم اگر نظامات بینالملل به صورتی بود که منافع قدرتهای خاصی اصل بود و این منافع بهگونهای تعریف شد که در تضاد با منافع دیگران هست و منافع دیگران در امتداد و تحتشعاع منافع قدرتها ی برتر تعریف شد و نظامات بینالمللی بر این اساس شکل گرفت و آنکه قدرت دارد با اعمال زور، زور تبلیغاتی، زور نظامی و زور ثروت، همه اینها سعی کرد سلطه و استیلای خود را بر جامعه تحمیل بکند و جوامع را محروم و توسریخور نگه داشت، خودبهخود زمینه برای مقابله با این جریان به صورت زور و ترور هم تجلی پیدا میکند. درست است زمینههای ذهنیاش تعصب و جهل و خودمحوربینی است، اما زمینههای عینی آن استبداد در درون کشورهای داخلی و بهصورتی نظامات سلطهگرانه بینالمللی است که سبب بروز و ظهور اینها میشود.
رییسجمهوری سابق کشورمان در پایان خاطرنشان کرد: باید برای مبارزه با ترور و تروریسم و خشونت ما به سوی مهر، محبت و دیگری را پذیرفتن و با دیگری با سلاح منطق و کلام سخنگفتن و حقوق او را اداکردن حرکت بکنیم؛ در این صورت است که میتوانیم بگوییم ما با ترور و تروریسم مخالفایم و با آن مبارزه میکنیم.
منبع: روزنامه بهار


