آرمان: مرحله نهایی رقابت انتخاباتی تا اینجا بدون حضور آیت ا... هاشمی برگزار میشود. این مهمترین تغییر آرایش انتخابات ریاست جمهوری است. همانطور که نامنویسی دقیقه نودی آیتا... همه برنامه ریزیهای قبلی را به هم زد، عدماحراز صلاحیت او برای حضور در جمع نامزدهای نهایی نیز باز هم صحنه را دچار تغییراتی جدی کرد. حالا اصولگرایان با خیالی راحتتر پا به عرصه رقابت نهادهاند. حضور هاشمی نه تنها رقیب اصلاحطلب را یکپارچه کرده بود که حتی از بدنه اصولگرایان هم تعداد زیادی را به سمت خود کشانده بود. حالا در غیبت او رای اصلاحطلبان روانه سبد عارف و روحانی، دو کاندیدای نزدیک به این جناح میشود. کما اینکه تکلیف اصولگرایان هوادار هاشمی رفسنجانی نیز همچنان نامشخص است. شاید البته شادترین نامزد از میان اصولگرایان محمدباقر قالیباف باشد. او که قسمت عمدهای از سبد رای و همچنین بدنه اجرایی خود را با حضور آیت ا... از دست داده بود اکنون باز هم امیدوار به جلب نظر آنهاست. امیر محبیان، تحلیلگر اصولگرا معتقد است که بهرغم عدم احراز صلاحیت هاشمی رفسنجانی اما هنوز امید در اصلاحطلبان وجود دارد. او در گفتوگو با آرمان تاکید میکند اگر آقای هاشمی و اصلاحطلبان بتوانند بر سر حمایت از یک کاندیدا به توافق برسند، امکان رسیدن آن کاندیدا به دور دوم انتخابات بسیار زیاد خواهد بود.
با توجه به نتیجه نهایی احراز صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری، حضور 8 نامزد مورد تایید شورای نگهبان و البته رد صلاحیت چهرههایی چون آقای هاشمی رفسنجانی چه تغییری در صحنهآرایی انتخاباتی خواهد داشت؟
طبیعی است که آقای هاشمی به عنوان یک فاکتور موثر صحنه انتخابات را تحت تاثیر حضور خود قرار داده بود و نبودن او میتواند در صحنهآرایی انتخابات تاثیر بسیار زیادی بگذارد. برداشت این بود که با آمدن آقای هاشمی به عنوان یکی از چهرههای پر نفوذ و با سابقه نظام و البته انتخابات، معادلات حول محور حضور و رفتار ایشان شکل بگیرد. یعنی تحلیلگران بیشتر به این مساله میپرداختند که رقیب آقای هاشمی در انتخابات چه کسی است. به عبارتی یک قطب مشخص بود و قطب دیگر نا مشخص و بقیه سعی میکردند خود را با آقای هاشمی تنظیم بکنند، چه در موضع رقابت و چه در موضع رفاقت. مجموع این دو مورد تا حدودی صحنه را مشخص کرده بود. در نبودن آقای هاشمی نیروهای موجود تا حدودی هم سطح هستند و تفاوت سطح جدی میان آنها وجود ندارد. لذا ممکن است که نوعی رقابت متفاوت را شاهد باشیم.
حضور آقای هاشمی باعث شده بود که ضرورت وحدت در میان اصولگرایان خیلی جدیتر مطرح شود. به نظر شما در غیاب آقای هاشمی وضعیت اصولگرایان چه تغییری میکند؟ آیا بحث ضرورت وحدت با همان شدت قبل ادامه مییابد یا این بار اصولگرایان به دلیل اینکه خیالشان از یک کاندیدای جدی راحت است ترجیح میدهند با نامزدهای متفاوتی حضور داشته باشند؟
ائتلاف اکثریت اصولگرایان که به هر تقدیر اصلا نتوانست نامزدی در مرحله نهایی انتخابات داشته باشد. بر حسب برنامهریزیهایی که از قبل میان گروه 1+2 شده بود قرار بر این بود که این گروه به یک نفر برسند و نهایتا از یک نفر حمایت کنند. اما الان شواهد اینگونه نشان میدهد که احتمال دارد آقای حداد عادل به دلیل نسبت آرایی که دارد، کنار برود. البته این به شرط آن است که جبهه پایداری پشت ایشان قرار نگیرد، چون بعضی بحثهایی داخل جبهه پایداری وجود دارد که بعد از کنار رفتن آقای لنکرانی، گروهی به سمت آقای جلیلی و گروهی هم به سمت آقای حدادعادل متمایل شدهاند. اگر اینها بروند به سمت آقای حداد عادل ممکن است مقداری بر وزن آرای آقای حدادعادل افزوده شود و میل به خروج از صحنه را در وی کم کند. اما اگر نباشد احتمال خروج آقای حداد از صحنه رقابت هست و در این صورت احتمال داده میشود که هر دو کاندیدای دیگر یعنی آقای قالیباف و ولایتی در صحنه بمانند. تاثیری که حضور آقای هاشمی روی این دو میگذاشت این بود که میتوان گفت بخشی از بدنه تشکیلاتی و اجتماعی آقای قالیباف تقریبا به سمت آقای هاشمی متمایل شده بود. وضعیت برای آقای ولایتی هم همین گونه بود. عملا حضور هاشمی این دو را تضعیف کرده و باعث ریزش نیروهای آنها شده بود. حال با نبود آقای هاشمی احتمال دارد که بخت و اقبال به سمت این دو برگردد و ما دوباره شاهد آن باشیم که بتوانند خود را احیا کنند. هر چند که در مورد آقای قالیباف در این مورد تردیدهایی وجود دارد. بهرغم اینکه رای ایشان در مجموع بهتر از رای آقای ولایتی بوده است. اما در کل به نظر میرسد هر دوی اینها در صحنه باقی بمانند. از سوی دیگر شاهد هستیم که تا سه شنبه آینده احتمالا تا حدودی وضعیت جامعتین و موضعگیری آنها در خصوص نامزدهای موجود و برای حمایت از یک کاندیدا مشخص شود. نامزدهایی که در معرض نظر جامعتین هستند سه نفر هستند؛ آقایان ولایتی، قالیباف و جلیلی که آقای جلیلی اخیرا افزوده شده است. بین آقای ولایتی و قالیباف نوعی رقابت در این زمینه وجود دارد که به نظر میرسد گرایش به سمت آقای ولایتی بیشتر است. ولی در عین حال تز صالح مقبول را جامعتین بر اصلح نامقبول ترجیح دادهاند که بر اساس آن مساله پتانسیل رایآوری نامزدها هم در اعلام حمایت این مجموعه از آنها کاملا تاثیرگذار است. مابقی افراد دیگری هم که حضور دارند به صورت مستقل از اصولگرایان فعالیت خود را انجام خواهند داد.
با توجه به اینکه بحثها پیرامون آقای جلیلی این روزها بسیار زیاد است و خیلی از تحلیلهای آقای جلیلی را قدرتمندترین گزینه انتخابات میدانند و همزمان انتقاداتی نسبت به وی در میان اصولگرایان وجود دارد، شما وضعیت وی را چگونه ارزیابی میکنید و چه جایگاهی برای او قائل هستید؟
آقای جلیلی در شرایط خاصی قرار گرفته و زمانی که بر او گمان برده نمیشد، در زمره کاندیداهای مطرح قرار گرفت. یکی از ضعفهای آقای جلیلی فقدان سابقه موثر است، به ویژه در حوزه فعالیت اجرایی. دوم این است که تیم تشکیلاتی حزبی ندارد و البته به احتمال زیاد خودش هم چندان اعتقادی به این نداشته باشد. اما آقای جلیلی هواداران بسیار مستحکمی دارد و امکان یارگیری از دیگر گروههای اصولگرا و دانشگاه امام صادق هم برای وی موجود است. ولی در عین حال احتمال اینکه جامعتین از بین آقای قالیباف و ولایتی یک نفر ا انتخاب کند و ترجیح سومش آقای جلیلی باشد را بیشتر میدانم. نکته دیگر این فرق آقای جلیلی با دیگران این است که آقای جلیلی از موضع آرمانگرایی وارد شده و با توجه به نوعی تقابل بین مصلحتگرایی و آرمانگرایی به نظر میرسد اگر بتواند خود را به عنوان سمبل آرمانگرایی مطرح کند میتواند بخشی از نیروهای انقلابی را به سمت خودش جلب کند. از مجموعه شعارهاي عدالتگرايانه سعيد جليلي نوعي کلي گويي مشاهده ميشود که متأسفانه خصلت بسياري از عدالتگرايان است. آنها از عدالت به مثابه يک آرمان سخن ميگويند ولي راهکاري اجرايي عرضه نميدارند. خاصه آنكه عدالت در مهمترين و عينيترين جلوه خود رويکردي اقتصادي دارد که در حوزه تخصص و آگاهي سعيد جليلي نيست. در مجموع به نظر ميرسد که شرايط سعيد جليلي با سوابق و خصلت هاي مورد نياز رياستجمهوري بر حسب شناخت عرفي فاصله زيادي دارد، ولي پیروزی او در این انتخابات هم نمیتواند امری بعید و دور از ذهن باشد.
در این انتخابات بدنه اصلاحات از دو نامزد حمایت میکند. آقای عارف که با تابلوی اصلاحات وارد میدان شده و همینطور آقای روحانی که از حمایت همزمان جمعی از اصلاحطلبان و اصولگرایان سود میبرد. ارزیابی شما از وضعیت این دو چیست و آیا میتوانند گزینههای موثری در این انتخابات باشند و معادلات را تحت تاثیر خود قرار دهند؟
این بستگی دارد به نوع رفتاری که جریان اصلاحات و همچنین آقای هاشمی در نظر داشته باشند. اگر آقای هاشمی در پی این باشد که از فرد خاصی حمایت کند قطعا به سمت روحانی میرود و حمایتش از روحانی و همچنین قانع کردن بقیه اصلاحطلبان برای همراهی او در این حمایت میتواند بر وزن روحانی بیفزاید. اگر جز این باشد و هواداران آقای هاشمی و اصلاحطلبان نتوانند بر فرد خاصی اجماع کنند، در آن صورت قطعا رای آنها بین این دو تقسیم خواهد شد که مشخصا از میزان تاثیرگذاری آنها در انتخابات خواهد کاست و به نظرم در چنین شرایطی نمیتوانند در معادلات تعیینکننده انتخابات به طور مستقیم ایفای نقش کنند.
بسیاری بر این باورند که استقبال از حضور آقای هاشمی در روزهای پیشین، مختص خود ایشان است و حتی حمایت مستقیم و علنی آقای هاشمی از فرد دیگری هم نمیتواند تمام این رای را به سمت آن فرد متمایل کند. آیا شما چنین تعبیری را قبول دارید و در چنین شرایطی آیا اصلاحطلبان میتوانند موجی پشت سر یکی از این دو کاندیدا ایجاد کنند؟
اصلاحطلبان سه گزینه مقابل خود دارند و البته آقای هاشمی هم همینطور. یکی اینکه از هیچکس حمایت نکنند که این گزینه دور از ذهنی است و من بعید میدانم آقای هاشمی و اصلاحطلبان چنین موضعی اتخاذ کنند. دیگری اینکه بگویند ما در انتخابات شرکت میکنیم ولی عمل به اختیار بگذارند و از فرد خاصی رسما حمایت نکنند. سوم هم اینکه به طور خاص سرمایههای خود را به سمت یک فرد خاص سوق دهند. آن موقع بین عارف و روحانی رقابتی ایجاد میشود که الان هم در سطح خفیف وجود دارد. من احتمال میدهم که آقای هاشمی بتواند در نهایت اصلاحطلبان را متقاعد کند که سراغ آقای روحانی بروند. اگر چنین وضعیتی پیش بیاید ممکن است و البته احتمال آن را اصلا کم نمیدانم که اگر انتخابات به دور دوم برود،فردی که این مجموعه روی آن سرمایهگذاری کردهاند یکی از دو نفر حاضر در دور دوم باشد.
چقدر احتمال برای دور دومی شدن انتخابات قائل هستید؟
با توجه به آنکه کاندیداهای تایید صلاحیت شده یکدست و تقریبا همسطح هستند و در عین حال هیچکدام نتوانستهاند در وزنکشی سیاسی خود یک گروه بزرگ را به عنوان حامی خود جلب کنند این احتمال بسیار زیاد است که انتخابات به دور دوم کشیده شود. مگر اینکه تغییر و تحول خاصی در صحنهآرایی انتخاباتی طی روزهای آینده اتفاق بیفتد و یکی از کاندیداها بتواند توجه و حمایت یک مجموعه سنگینوزن از طیفهای سیاسی را معطوف کند. با این ترکیبی که هم اکنون وجود دارد احتمال کشیده شدن انتخابات به دور دوم نسبت به نهایی شدن نتیجه در همان دور اول بسیار بیشتر است.
شما عنوان میکنید که کاندیداها تقریبا در این دوره همسطح هستند. تا پیش از این آقای هاشمی مطرحترین کاندیدای حاضر بود که بهرغم بقیه نامزدها توانسته بود موافقت جمع کثیری از طیفهای سیاسی را برای نامزدی خود جلب کند. عدم حضور آقای هاشمی در دور پایانی انتخابات چه تاثیری در فضای عمومی انتخابات خواهد گذاشت؟ منظورم فضایی است که انتخابات در جامعه ایجاد میکند.
به هر صورت هر کاندیدایی یک طیف از هواداران را دارد که میتوانند منشا اثر باشند. اگر هاشمی کنار بکشد و در روند انتخابات حضور نداشته باشد، این عدم حضور قطعا میتواند در انفعال هواداران ایشان منشا اثر باشد که امیدواریم چنین اتفاقی نیفتد. البته فکر هم میکنم با توجه به شناختی که از آقای هاشمی وجود دارد ایشان چنین موضعی نگیرند. برداشت من این است که آقای هاشمی در روند این انتخابات به نحوی مشارکت خواهند داشت. قطعا کسی که در شرایط آقای هاشمی به دلیل حساسیتی که نسبت به وضع کشور داشتند وارد صحنه شدند و البته میدانستند سختیهای این مسیر چیست، به دلیل رد صلاحیت راه انفعال را در پیش نخواهند گرفت. به هر حال آقای هاشمی از چنان وزنی برخوردار است که حتی بازی او به طور غیر مستقیم و در خارج از میدان رسمی رقابت بر معادلات و فضای اجتماعی تاثیر میگذارد.
قبل از اعلام نتیجه بررسی صلاحیت کاندیداها شاهد امواج جدی تخریب رقبای سیاسی علیه هم بودیم که اکثر این امواج متوجه آقای هاشمی و البته تا حدودی هم مشایی بود. الان این دو در انتخابات حضور ندارند و با توجه به غیبت آنها آیا میتوان باز انتظار ادامه این تخریبها را داشت؟
یکی از روندهای نامطلوب همین بحث تخریبهای انتخاباتی است که خلاف اخلاق، توصیههای شرعی و موازین قانونی است. متاسفانه هم در مورد آقای هاشمی این اتفاق به شدت رخ داد و هم احتمال میرود که در مورد بقیه کاندیداها هم چنین وضعی تکرار شود. به نظر من شورای نگهبان به جز وظایفی که دارد باید سلامت انتخابات را در تمام طول مدت برگزاری انتخابات باید بر عهده داشته باشد و کما اینکه بر عهده هم دارد. بحث اخلاق انتخاباتی هم جزو مقولات تحت نظارتی شورای نگهبان باید قرار بگیرد و اگر هواداران یا خود کاندیدایی بخواهد فضا را به این سمت ببرد باید با او برخورد شود تا فضای انتخاباتی سالم شود.
فکر میکنید در غیاب آقای هاشمی این دست تخریبها ادامه یابد؟
متاسفانه نوع چینشها اینگونه است که احتمال ادامه تخریبها وجود دارد. هر چند آقای هاشمی مستقیما تا اینجای کاردر این انتخابات حضور ندارند اما این تخریبها میتواند دامن کاندیدای مورد حمایت ایشان را بگیرد. در عین حال از تحرک گروههایی خارج از میدان انتخابات هم نباید غافل بود. به نظر میرسد که بهرغم عدم حضور آقای هاشمی و مشایی، درگیریهای مخرب انتخاباتی همچنان ادامه یابد.


