آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

لوازم ضروری کمپینگ

دانلود رمان

دانلود رمان شوهر آهو خانم

فوری اپ

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: شنبه, 29 دی 1391 ساعت 16:38

آژانس شیشه‌ای واقعی با پرویز پرستویی تراژدی نشد!+عکس

اکنون و امسال حاج کاظم قصه آژانس شیشه‌ای، سراغ یک آژانس شیشه‌ای واقعی رفت؛ سراغ حاج ناصر افشار، جانبار ۷۰ درصد شیمیایی رفت؛ مردی که زخم‌های عمیقی در آوردگاه نبرد با متجاوز برداشته و در سال‌هایی که همه فراموش کرده‌اند گلوله‌های دشمن تا سقف خانه‌هایشان در همین تهران نیز رسیده بود، حاج ناصر به کما رفت و ۲۹ روز میان دو عالم بود.
 
 
پرویز پرستویی با همراهی رسانه‌ها، دست به حرکتی بزرگ زد و اجازه نداد ماجرای عباسِ آژانس شیشه‌ای، این بار در این پایتخت بزرگ به صورت واقعی تکرار شود و این بار حاج کاظم، یک همسنگر را نجات داد و حاج ناصر قصه را راهی آلمان کرد تا یادمان نرود در این شهر بزرگ فرا‌تر از فیلم‌ها، هنوز می‌توان مردی و مردانگی را حس کرد.

به گزارش «تابناک»، پانزده سال پیش را یادمان هست؟ یادمان مانده که آژانس شیشه‌ای روی پرده نقره‌ای با از جنگ برگشته‌ها، با زخم خورده‌ها نه از آن سوی جبهه که از همشهری‌های خودشان، با همه آنهایی که بغضی در گلو داشتند، چه کرد؟

یادمان مانده، به یادمان آورد عباس‌هایی که به جنگ غول رفته‌اند، قهرمانان این مملکت هستند و هرچه نثارشان کنیم، هیچ است؟ یادمان مانده عباس برای آنهایی که دنبال پایان خوب بودند، یک تراژدی باقی گذاشت تا وقتی از سالن بیرون می‌رویم، با خیال آسوده اصل ماجرا را فراموش نکنیم و نگوییم چه فیلم خوبی بود؟!


اکنون و امسال حاج کاظم قصه آژانس شیشه‌ای، سراغ یک آژانس شیشه‌ای واقعی رفت؛ سراغ حاج ناصر افشار، جانبار ۷۰ درصد شیمیایی رفت؛ مردی که زخم‌های عمیقی در آوردگاه نبرد با متجاوز برداشته و در سال‌هایی که همه فراموش کرده‌اند گلوله‌های دشمن تا سقف خانه‌هایشان در همین تهران نیز رسیده بود، حاج ناصر به کما رفت و ۲۹ روز میان دو عالم بود.

۷۴ بار تیغ جراحی را بر تنش کشیدند و بیش از دویست بار در بیمارستان بستری‌اش کردند. حاج ناصر تا سال ۸۴ که دائم‌البستری بود، شاید به اندازه یک کف دست نوشته از رشادتش نوشته نشد تا امسال پرویز پرستویی او را به دوش بکشد و تا پای هواپیما ببرد.



پرویز پرستویی که دوازده سال است حاج ناصر را می‌شناسد، امسال با دوربین کامران نجف‌زاده، راهی خانه این قهرمان جنگ شد تا چشم یک ملت را به رشادت‌های این سرباز گمنام جنگ بگشاید. بازتاب وسیع آنچه پرویز پرستویی انجام داد و نجف‌زاده در یک گزارش ارزشمند رسانه‌ای کرد، باعث شد این بار یک جانباز بزرگ به سرنوشت عباسِ آژانس شیشه‌ای مبدل نشود و بر خلاف عباس که بموقع راهی انگلیس نشد، حاج ناصر بموقع آلمان برسد.

پرویز پرستویی امروز با همراهی کسانی که تمایلی ندارند نامشان رسانه ای شود، توانست حاج ناصر افشار را برای گذراندن دوره درمان راهی آلمان کند؛  رویدادی که نشان می‌دهد اگر همت چهره‌هایی چون حاج کاظم نباشد، شاید بسیاری از این بزرگمردان در مظلومیت به یاران شهیدانشان بپیوندند. غول‌کش‌های شهرمان را به زخم‌هایی که دشمن بر پیکره‌شان گذاشته، تنها نگذاریم؛ آن‌ها نماد شرف و غیرت ایرانی هستند.
2161 نمایش

نظر دادن