به گزارش آخرین نیوز، ميثم هاشمخاني در يادداشتي با عنوان «بنزين ارزان + رفيق ناباب!؛ آيا دولت بعد، برنامه خاصي براي «بنزين» خواهد داشت؟» که صبح امروز در ستون سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به چاپ رسيده است، اين طور نوشت:
در شرايطي که افزايش قيمت دلار موجب رونق مجدد قاچاق بنزين به کشورهاي همسايه شده و از طرف ديگر به دليل گران شدن سفرهاي خارجي شاهد افزايش محسوس مصرف بنزين براي سفرهاي داخلي هستيم، آيا کانديداهاي بالقوه رياستجمهوري، در ذهن خود برنامهاي براي اصلاح سيستم قيمتگذاري بنزين در کشور دارند؟ و سوال مهمتر اينکه اگر زماني بخواهيم از اعتياد به بنزين ارزان رها شويم، چارچوب قيمتگذاري مناسب براي بنزين کدام است؟
طراحي سيستم قيمتگذاري مناسب براي بنزين، زماني مشکل ميشود که اين واقعيت را ببينيم که مستيِ مصرف «بنزين ارزان»، آنقدر به گوشت و پوستمان گره خورده که گاهي متوجه رسوب لايه لايه «سرب خالص» در ريههايمان نميشويم. بنزين ارزان آنچنان وجودمان را فراگرفته که اصلا متوجه نيستيم سالهاست بخش بزرگي از انرژي مديران اجرايي ارشد کشور، بهجاي تمرکز بر استفاده از تجربيات کشورهاي موفق در برنامهريزيهاي علمي و منطقي براي کنترل تورم و بيکاري و امثالهم، صرف جلسات متعدد پيرامون تصميمگيري براي قيمت بنزين ميشود. واقعا چند کشور دنيا هستند که حاضر شده باشند قيمت بنزين داخلي خود را به شکلي کاملا مستقل از قيمتهاي بينالمللي تعيين کنند و به اين ترتيب انبوه گرفتاريهاي اقتصادي و غيراقتصادي را به جان بخرند؟ بعد هم مرتبا سازمانهاي مختلفي را براي رفع اين گرفتاريهاي اقتصادي و غيراقتصادي خلق کنند؟
خلاصه آنکه سرمستي مصرف بنزين ارزان، سالها است آنچنان ما ساکنان شهرهاي بزرگ کشور را نشئه ساخته که گويي حتي اگر روزي دو سه ساعت از عمر خود را در ترافيکهاي سنگين بگذرانيم، حتي اگر همگي مرتب غُر بزنيم و از استنشاق «سرب خالص» در تمام روزهاي سال شاکي باشيم، حتي اگر جزو معدود کشورهاي جهان باشيم که گاهي آلودگي هوايمان آنقدر شديد ميشود که چارهاي جز تعطيلي شهرهاي بزرگ نداريم، حتي اگر هر سال هزينه صادرات ميليونها بشکه نفت را براي ديوارکشي در مرزها و جلوگيري از قاچاق بنزين به کشورهاي همسايه صرف کنيم و باز هم ميليونها بشکه بنزين به کشورهاي همسايه قاچاق شود، باز هم حاضر به ترک «اعتياد به بنزين ارزان» نيستيم.
اما اگر بخواهيم قبل از اصابت کفگيرِ منابع نفتيمان به تهديگ، راه چارهاي براي معضل بنزين و گازوئيل طراحي کنيم، راهحل چيست؟
به نظر ميرسد که در مرحله نخست، بايد قيمتهاي بينالمللي را به رسميت بشناسيم و مانند حدود 140 کشور دنيا که قيمت بنزين و گازوئيل در پمپ بنزينهايشان هر هفته (و بعضا هر روز) در جهت قيمتهاي جهاني تغيير ميکند، دستکم تغيير قيمت داخلي بنزين در جهت تغيير قيمتهاي جهاني را بپذيريم. يک پيشنهاد ساده و اوليه آن است که مثلا قيمت بنزين در بورس نفت سنگاپور را مبنا قرار دهيم و قيمت بنزين داخلي را در ابتداي هر ماه به ميزان 50 درصد ميانگين قيمت بنزين ماه قبل در بورس سنگاپور تعيين کنيم. به اين ترتيب، پس از گذشت يک سال، دستکم چارچوب ذهني همه ما شهروندان، قدري با تغييرات قيمتهاي جهاني خو خواهد گرفت. در مرحله بعد، ميتوان اين ضريب 50 درصدي را در سال بعد به 60 يا 70 درصد رساند و افزايش اين ضريب را به شکلي برنامهريزي کرد که بعد از سه يا چهار سال، قيمت بنزين داخلي با قيمت بنزين در بورس نفت سنگاپور برابر شود.
در هر حال، نکته مهم آن است که هر زمان بخواهيم اعتياد مخرب اقتصادمان به «بنزين ارزان» را کنار بگذاريم و از برخي نگاههاي اقتصادي سادهانديشانه در زمينه قيمتگذاري انواع انرژي که مدتها است «رفيق ناباب» اقتصاد ما شده رهايي يابيم، چارهاي جز قيمتگذاري بنزين بر مبناي قيمتهاي مکررا تغييرپذير بينالمللي نخواهيم داشت.


