سينا قنبرپور- روزنامه اعتماد:
اينروزها بازار جلسههاي افراد مشهور و نه چندان مشهور عرصه سياست براي اعلام نامزدي يازدهمين دوره رياستجمهوري كشور داغ است. درست در همين روزها ميتوان در صفحه حوادث اخباري را رصد كرد كه ميتواند مبناي پرسشهايي از همين نامزدهاي انتخاباتي باشد؛ شما براي كاهش چنين جرايمي چه برنامهيي داريد؟ اصلا درباره اين موضوع فكر كردهايد؟ آيا براي آسيبپذيرترين اقشار جامعه از جمله زنان و كودكان ذهنيتي داريد؟
شايد مهمترين واقعه اين روزها ماجراي كشف جسد پسري 6 ساله به نام «اميرحسين» در يكي از واحدهاي آپارتمانهاي قرمزرنگ شهرك شهيد مطهري در كيانشهر پايتخت باشد. عصر هجدهم فروردينماه بود كه ماجراي مرگ اين كودك برملا شد. نامادرياش پرده از اين ماجرا برداشت. همسرش كه مردي 32 ساله بود او را به خانه آورده و كارت عابربانك و تلفن همراهش را به همسر دومش داده بود. ميگويند «مجيد» به همسر دومش چند بار تاكيد كرده كه تنها به خانه نرو، شايد حالت بد شود. زن جوان هم ميترسد و به خانه اقوام شوهرش در همان نزديكي ميرود و به اتفاق آنها به داخل خانه ميروند. آپارتماني 65 متري كه تيغه اتاقها را در بازسازي آن برداشته بودند. يعني فضايي شبيه يك سوييت. البته «اميرحسين» در آن خانه زندگي نميكرد و تحت حضانت مادرش بود. ميگويند «مجيد» به بهانه مسافرت به مشهد «اميرحسين» را نزد خود آورده بود. همين كه تحقيق درباره مرگ اين كودك آغاز شد خبر رسيد كه پدر «اميرحسين» كه سابق بر اين در يكي از بخشهاي فني راهآهن كار ميكرده خود را در يكي از اتاقهاي آن محل حلقآويز كرده است. گرچه هنوز تحقيق درباره اين دو واقعه ادامه دارد اما يك فرض را ميتوان مد نظر قرار داد و پاسخ براي نقاط مبهماش را كاويد.
آنچه اينك پرسشهاي متعددي را پيش روي ناظران قرار داده است اين است كه چه اتفاقي براي «مجيد» روي داده كه در نخستين روزهاي سال نو ابتدا فرزندش را به قتل برساند و بعد خودكشي كند. مردي كه همسايهها در وصفش ميگويند تندمزاج ولي شوخطبع بوده است.
به راستي چه كسي ميداند كه «مجيد» تحت چه شرايطي از همسر اولش جدا شده بوده در حالي كه همگان تصريح ميكنند كه اين مرد با وجود طلاق همسرش را ميديده و همچنان او را دوست داشته است.
آيا «مجيد» از قبل هم دچار مشكلاتي بوده كه حضانت فرزندش «اميرحسين» به همسر او سپرده شده بود؟
آيا همانگونه كه همسايهها ميگويند مجيد در ديماه در يك برنامه تعديل نيرو شغلش را در شركت راه آهن از دست داده، اين مرد بيكار شده و بيكاري، او را درگير يك بحران كرده است؟
صاحبخانه مجيد ميگويد او هيچوقت در پرداخت اجارهبها بدقولي نكرده بوده تا همين دو ماهه آخر سال، كه به نظر بيكار شده بوده است. صاحبخانه مجيد گفته كه او خوشحساب بوده اما هميشه سر اجارهبها چانه ميزده زيرا درآمد محدودي داشته است. آيا «مجيد» با تحمل وضعيت بيكاري با اين نگراني مواجه شده كه چه آيندهيي خود و فرزندش را چشمانتظار است و بعد دست به اين كار زده است؟
ماجراي قتل «اميرحسين» 6 ساله و پدرش، «مجيد» 32 ساله به سرنوشت پروندههاي مختومه نزديك ميشوند اما سوال اينجاست كه سياستهاي اجرايي و نظامهاي حمايتي چه زماني از چنين وقايعي عبرت خواهند گرفت؟ براي همين است كه اين ماجرا را بايد خطاب به نامزدهاي انتخابات آتي رياستجمهوري نوشت و از آنها پرسيد كه چگونه ميخواهند آسيبهاي اجتماعي برخاسته از سياستهاي اقتصادي غلط در سالهاي گذشته را جبران كنند؟
و در نهايت اين سوال باقي است كه اصلا نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري آتي، صفحه حوادث و ماجراهاي روايت شده در آن را ميخوانند؟


