خيلي وقت ها گفت وگوهايي با اهالي سينما داريم که در زمان خودش فرصت انتشار آن ها پيش نمي آيد يا در زمان چاپ چندان مورد توجه قرار نمي گيرند، تعطيلات نوروزي فرصت خوبي است تا خواننده تعدادي از اين مصاحبه ها باشيد که کمتر به چشم آمده اند:
قبل از تحصيل در رشته جهانگردي، گوينده راديو بودم. البته در 12 سالگي فعاليتم را با گويندگي برنامه کودک آغاز کردم. در سال هاي 58 و59 هنگامي که دانشگاه ها به دليل انقلاب فرهنگي تعطيل شدند، وارد عرصه دوبله شدم و نخستين نقشم را در کارتون «مسافرکوچولو» به مديريت دوبلاژ آقاي«ناصر ممدوح» گفتم.
شاگرد خوبي بودم
هيچ قنادي نشد استاد کار- تا که شاگرد شکرريزي نشد. مدير دوبلاژ بودن مسيري دارد که بايد طي شود. بايد شاگردي کرد و البته شاگرد خوبي هم بود. تصور مي کنم من شاگرد خوبي بودم و هستم.
حدود ۲۵ سال مجموعه اي ايتاليايي را به نام «مينو» براي تلويزيون مديريت و دوبله کردم که نقطه عطفي در حرفه ام محسوب مي شود، چون هنگامي که مدير دوبلاژ شدم، سرعت يادگيري ام بيشتر شد. وقتي مسئوليت در کار بيشتر باشد به همان ميزان فراگيري هم بيشتر مي شود. من متوجه شدم که اين حرفه کاري ظريف و دقيق است. از همکارانم که استادانم بودند و در اين مجموعه گويندگي کردند، فراوان آموختم.
سليقه مدير دوبلاژ و تغيير طعم دوبله
طبيعي است که مديران دوبلاژ در انتخاب گويندگان سلايق متعددي دارند؛ يعني اگر يک فيلم را به چند مدير دوبلاژ ارائه بدهيد، چند نوع دوبله مي شنويد.
در واقع، سليقه مدير دوبلاژ، طعم و رنگ کار را تغيير مي دهد. هر مدير دوبلاژي به شيوه خودش فيلم را دوبله مي کند. من شيوه کاري ام اين گونه است که هميشه ابتدا فيلم را با زبان اصلي مي بينم و سپس آن را با ترجمه فيلم، دوباره مي بينم، اين جا براي تعيين گوينده ديالوگ نقش ها مبناست. البته نه فقط براي من بلکه ممکن است براي برخي مديران دوبلاژ ديگر هم پيش بيايد که انتخاب دوم داشته باشند، چون انتخاب اول شان بنا به دلايلي مقدور و ميسر نيست.
تصميم داشتم دوبله را کنار بگذارم
من بنا به دلايلي که علاقه مند به بازگويي آن نيستم، قبل از دوبله مجموعه «سال هاي دور از خانه»، تصميم قطعي گرفته بودم حرفه دوبله را کنار بگذارم و در تصميم خود هم مصمم بودم. همکاري دارم که آن مقطع زماني، ديالوگ فيلم ها را مي نوشت و گويندهها را دعوت مي کرد. يک روز در تماسي تلفني به من گفت: خانم «ژاله علو» براي گويندگي يک مجموعه براي شبکه دوم سيما از شما دعوت کرده است، من گفتم تصميم گرفته ام ديگر کار دوبله انجام ندهم. ايشان گفتند خانم «علو» تأکيد کردند حتما باشيد، نقش کودکي است که شما بايد بگوييد، چون بعدها قرار شد گويندگي نقش بزرگسالي اوشين را هم عهدهدار باشم. همکارم از من خواست تا با خانم «ژاله علو» تماسي داشته باشم. من با خانم علو نازنين تماس گرفتم و تشکر کردم و گفتم بنا به دلايلي نمي خواهم ديگر گويندگي کنم و دلايلم را به طور خصوصي براي شان بازگو کردم. خانم علو از من خواستند که برايگويندگي مجموعه «سال هاي دور از خانه» حتماً بروم و بعد از اتمام اين مجموعه ديگر نيايم. به هر تقدير من رفتم و ديگر ماندني شدم و ماندم!
من متوجه شدم حرفه گويندگي صبر مي خواهد و البته سرسختي و مقاومت که من نداشتم. ترجيح ميدادم موقعيت آرام خود را به هم نزنم. منظورم اين است زمان کار در دوبله زياد و طاقت فرسا بود. دليل ديگر اين که مي دانستم براي اين که انسان در اين حرفه به مرتبه اي برسد بايد شاگردي کند و صبور باشد. اگر چه شروع کار دوبله ام گويندگي نقش اصلي کارتون «مسافر کوچولو» بود ولي بعد از آن ديگر از اين خبرها نبود که نقش اصلي بدهند. وقتي کسي وارد حرفه دوبله ميشود، بايد شاگردي کند، صبور باشد، بيايد، بنشيند، گوش بدهد و پشتکار داشته باشد.
اوشين با آن همه رنج، سختي و محدوديت ها کنار آمد و شايد در ضمير ناخودآگاهم تأثير گذاشت. فکر کردم اگر هر چه قدر کار دوبله سخت باشد ولي اگر سعي و صبوري کنم و قدم هايم را محکم بردارم، به طور حتم به نتيجه مي رسم.
دوبله اوشين
برخلاف اين که ابتدا به اين کار تمايلي نداشتم، اما هر روز دوبله اوشين،برايم شيرين و خوب بود. اکنون هم که زمان گذشته است شيرين تر شده است، چون از خانم «ژاله علو» که مدير دوبلاژ مجموعه بود، چنان آموختم که گويي ره صد ساله را يک شبه طي کردم.
چشمان سرشار از عاطفه سرنديپيتي
کارتون «جزيره ناشناخته» را هم خانم «ژاله علو» دوبله کردند. وقتي پيشنهاد گويندگي اين نقش را دادند هنگامي که به جثه اش نگاه کردم، حجم بزرگ بدنش را ديدم. اما ناگهان چشمم به چشمانش افتاد و فقط چشمانش در گويندگي برايم ملاک بود؛ چشماني سرشار از مهر و عاطفه. سرنديپيتي ديالوگ هاي شيريني داشت.
هر کدام وقت هاي خودش را مي طلبد. وقتي شما به جاي يک شخصيت صحبت مي کني، بايد در واقع هر بازي فيزيکي که او کرده است به همان ميزان، بازي کلامي داشته باشي. ولي در صحبت کردن روي پويانمايي و چيزي که در واقع اصلش نقاشي است، تمام امتياز کار در بيان ديالوگ است.
از هيچ کدام از کارهايم راضي نيستم. اما ديگران معتقدند که صدايم در نقش «نيکول کيدمن» دوست داشتني است خودم دوست دارم جاي «دروباريمور» حرف بزنم. معتقدم وقتي به جاي دختر بچه هاي ۱۶-۱۵ ساله حرف مي زنم بيشتر مورد استقبال و تاييد همکارانم قرار مي گيرم. از جمله اماواتسون در «هري پاتر» يا سارا در «قصه هاي جزيره».
بيمه هيچ جا نيستم!
من بيمه هيچ جا نيستم، نه بيمه خانه سينما و نه صدا و سيما! بسيار هم گله مندم. البته همکارانم بيمه هستند. من دير مطلع شدم و خودم هم در اين خصوص کوتاهي کردم. وقتي سن انسان زياد مي شود همراهش احتياط هم مي آيد.
هنگامي هم که تقاضاي بيمه دادم گفتند که سن تان اجازه بيمه نمي دهد! و بيمه ام نکردند، دوست دارم اين موضوع را منعکس کنيد.
دستمزدها راضي کننده نيست. جواني که وارد اين حرفه مي شود، عشق هم دارد، علاقه هم دارد، اما با اجاره خانه اش چه کند؟ کاري نکنيم که عشق به کار به واسطه حصر مالي نابود شود..


