آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: شنبه, 25 اسفند 1391 ساعت 14:56

مگر من کی هستم؟ دختر رئیس جمهور

تماشا: جنیفر لارنس فقط 22 سال دارد. به شدت با استعداد است و امسال توانست اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را با خود به خانه ببرد تا فیلم «کتاب بارقه امید» (و البته با تجرمه ای دقیق تر: راهنمای مثبت اندیشی) تا امروز خاطره انگیزترین و مهمترین فیلم کارنامه اش باشد.

او اصالتا اهل کنتاکی است. لارنس این گفت و گو را بعد از دریافت اسکار انجام داده. او این روزها در قسمت دوم«بازی های گرسنگی» را به پایان رسانده:



چه واکنشی داشتید وقتی دریافتیدکه در غیاب کارگردان فیلم اول یعنی گری راس، جزو بازیگران قسمت دوم «بازی های گرسنگی» هستید؟

- باید بگویم واقعا گری را دوست دارم و همینطور فیلمی را که ساخته است. بسیاری از لایه ها را او به کاراکتر من در فیلم افزود. فکر می کنم آن زمینه از بین رفته و باید از نو شروع کنم. البته تغییرات زیادی صورت گرفته و ما در این اندیشه ایم که «رفیق، حقیقتا نمی دانیم چه اتفاقی قرار است بیفتد.»

بگویید اولین مکالمه تان با کارگردان جدید فرانسیس لارنس چگونه پیش آمد؟


- اولین مکالمه ما زمانی بود که من در پراگ بودم چون داشتم در فیلم «سرینا» بازی می کردم. تلفنی با هم حرف زدیم و هر آنچه او گفت خوشم آمد. به نظرم بسیار باهوش رسید و به گونه ای پرشور از کتاب حرف زد. احساسم این بود که نمی خواهد یک فیلم گنده بسازد.

بعدا در سانتامونیکا با یکدیگر صبحانه خوردیم و هنگامی که داشتم حرف می زدم مقداری از تخم مرغ به صورتش پاشیده شد و رفت توی دهانش (می خندد) در مرحله انتخاب کارگردان، من هم درگیر می شوم و معمولا از این بابت چندان احساس راحتی نمی کنم. همیشه ضعیف عمل می کنم.

به نظر چنین نمی رسد و نمی توان پذیرفت ...


- چرا، واقعا اینجوری ام. در برابر عقیده ام سخت پافشاری می کنم اما زود تسلیم می شوم. با اینحال وقتی قضیه این مدل فیلم ها پیش می آید، خیلی پرشور و علاقه ام به همین دلیل اهمیت می دهم. در مورد فیلم های دیگر اهمیتی نمی دهم (می خندد) باور کنید همه فیلم های دیگر!

نه، دارم شوخی می کنم. به گمانم ناخودآگاه دلم نمی خواهد بازیگری را ادامه دهم. بنابراین شروع می کنم به خراب کردن حرفه ام و بد گفتن از خودم به کارگردان. یک مرتبه چیزی می گویم که همه را پس می زند!

چه چیزهایی در «قسمت دوم بازی های گرسنگی» در فیلمنامه تغییر کرده که دوست نداشته اید؟
- به دلایلی نمی توانم جواب این سوال شما را بده. وقتی فیلمنامه را بستم، یکی از رفقا با صدای بلند گفت: «آن را با کتاب مقایسه نکن».

آیا هیچ وقت به فروش فیلم ها توجهی نشان می دهید؟


- نمی توانم به شما بگویم که «بازی های گرسنگی» چقدر پول ساخته است. می دانم که خوب فروش کرده، چون الان مبدل به جهنم شده است. بنابراین می توانم دریابم چه تعداد آدم فیلم را دیده اند. شاید به همین دلیل زندگی ام الان عوض شده است. خدا را شکر.

سالی که چنین گذشت برایتان سخت نبود؟

- واقعا نه، اولین بار بود که با محافظ بیرون می رفتم، بعد هم به جاهای آدم های اشرافی ... مگر من کی هستم؟ دختر رئیس جمهور؟

پس، بهترین سال بوده است، نه؟


- اینطور فکر می کنم.

بهترین روز هنگام فیلمبرداری «بازی های گرسنگی» چه روزی بوده است؟

- ما در ساحل فیلمبرداری داشتیم، یک ساحل زیبا و می دویدیم و می پریدیم و لذت می بردیم. به خودم گفتم «به خاطر این کارها پول هم می گیریم!» واقعا بی نظیر بود.

9060 نمایش

نظر دادن