آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

کرم و سرم های مراقبت از پوست

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: چهارشنبه, 10 فروردين 1395 ساعت 13:08

خاطره رضا کیانیان از شایعه ازدواج با گوگوش!

رضا کیانیان به بیان خاطرات جالبی پرداخته است که در طول بازیگری خود تجربه کرده است.

رضا کیانیان بازیگر سینمای ایران در گفت‌وگو با ویژه‌نامه «بی‌قانون» درباره طنز و خاطراتش صحبت کرده است.

یکی از چهره‌هایی که در شماره نوروزی «بی‌قانون» با او گفت‌وگو شده رضا کیانیان است که بخش‌هایی از این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:

ــ ما بعد از انقلاب با شادی قهر کردیم و این موضوع هیچ ارتباطی با نوع انقلاب ندارد. اصولا ذات هر انقلاب در هر کشوری باعث می‌شود که شادی و خنده در آن جامعه کمتر شود و این ربطی به اسلامی یا حتی مارکسیستی بودن انقلاب ندارد. تفکر انقلابی به نحوی است که فکر می‌کنند خندیدن کار سبکی است و علت این موضوع را نمی‌دانم که چرا به این صورت است.

ــ من یک دفعه به حج رفته‌ام، حج تمتع. از قدیم شنیده بودم که هر کسی که برای بار اول به حج می‌رود در اولین باری که نگاهش به خانه خدا می‌افتد هر آرزو و دعایی که در دل کند مستجاب می‌شود. طبیعتا من هم آرزو و خواستی داشتم که دلم می‌خواست اولین باری که کعبه را دیدم آن را از خدا بخواهم. رسم بر این است که شخصی که می‌خواهد به حج برود از اطرافیان و آشناهایش طلب حلالیت می‌کند تا دینی از اکسی روی دوشش نمانده باشد. وقتی در مراسم معمول حلالیت‌گیری داشتم واز همه حلالیت می‌گرفتم، برادر کوچکترم با شیطنت گفت که اولین باری که خانه خدا را می‌بینی برای من دعا کن! من هم به مکه رفتم و طبق قولی که داده بودم اولین بار که چشمم به خانه خدا افتاد برای او دعا کردم.

ــ عادت کرده‌ام وقتی کسی به سمتم می‌آید به دستانش نگاه می‌کنم، تا دستش به سمت گوشی می‌رود می‌فهمم که نیتش چیست. یا قصد سلفی گرفتن دارد و یا می‌خواهد گوشی را به کسی بدهد که از من و خودش عکس بگیرند، به هر حال از سلفی کلافه شده‌ام ولی راحت‌تر است، چون به شخص سوم احتیاج ندارد و برای عکس گرفتن دست رد به سینه کسی نمی‌زنم.

ــ زمانی که خانم گوگوش به آمریکا رفت من هم در همان روزها و البته با یک هفته تاخیر به آمریکا رفتم. در همان زمان یکی از دوستان خواهرزاده من به او گفته بود که «شنیدی که رضا کیانیان با گوگوش ازدواج کرده و به آمریکا رفته‌اند؟» دختر خواهرم هم جواب داده بود که این شایعه است و واقعیت ندارد و وقتی که اصرار و پافشاری دوستش را برای صحت و درستی این موضوع دیده بود، جواب داده بود که چنین موضوعی اصلا درست نیست و واقعیت ندارد چون رضا کیانیان دایی من است. اما نکته جالب ماجرا اینجاست که باز هم دوست خواهرزاده من ماجرا را قبول نمی‌کند و می‌گوید پس معلوم می‌شود کیانیان ماجرای واقعی را به شما نگفته! و یا این که اصلا دایی تو نیست.

ــ پسر من الان ۲۴ ساله است. زمانی که او دبستانی بود روزی به خانه آمد و گفت که «بابا واقعا این بچه‌های مدرسه خیلی بیکارن یا حوصله دارن!» و بعد توضیح داد که یکی از بچه‌های مدرسه‌شان عمو آتیلا را در خیابان دیده و از دیدن او هیجان‌زده شده است و این ماجرا را برای کل مدرسه تعریف کرده است. واقعیت این است که به قدری پسر من «اتیلا پسیانی» را از نزدیک دیده بود، از نظرش دیدن آتیلا پسیانی که برای دوست او موضوعی خارق‌العاده بوده، بسیار معمولی و خالی از هیجان به نظر می‌آمد. برای من هم همین طور است و واقعا نمی‌توانم بگویم معروف‌ترین شماره ذخیره شده در تلفن همراهم متعلق به چه شخصی است.

http://www.akharinnews.com/images/banners/1920897.jpg

2286 نمایش

نظر دادن