https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: یکشنبه, 25 مهر 1405 ساعت 13:03

هزینه آموزش تیم فروش را چگونه با نتیجه آن بسنجیم؟

برای سنجش نتیجه آموزش تیم فروش، افزایش مبلغ فروش به‌تنهایی کافی نیست. در این مطلب بررسی می‌کنیم چگونه هزینه واقعی آموزش را محاسبه کنید، تغییر عملکرد کارشناسان را بسنجید و با در نظر گرفتن سود و عوامل بیرونی، بازگشت سرمایه دوره را برآورد کنید.

پیشنهاد برگزاری دوره آموزش فروش روی میز مدیرعامل است. مدیر فروش می‌گوید تیم برای مذاکره و پیگیری مشتریان به آموزش نیاز دارد؛ مدیر مالی هم می‌پرسد: «این هزینه چه زمانی برمی‌گردد؟» سؤال به‌جایی است، اما جوابش با مقایسه قیمت چند دوره یا نگاه کردن به فروش ماه بعد به دست نمی‌آید.

ممکن است بعد از آموزش، فروش بیشتر شود، ولی دلیل اصلی آن افزایش قیمت محصولات یا شروع فصل پرتقاضا باشد. از آن طرف، شاید مبلغ فروش تغییر چندانی نکند، اما کارشناسان با تخفیف کمتر قرارداد ببندند و سود بیشتری برای شرکت بسازند. برای سنجش هزینه آموزش تیم فروش باید بدانیم چه چیزی قرار است تغییر کند، این تغییر را چگونه اندازه بگیریم و چه سهمی از نتیجه را می‌توان به آموزش نسبت داد.

قبل از بررسی قیمت آموزش، مسئله تیم را مشخص کنید

«می‌خواهیم فروش بیشتر شود» خواسته قابل‌درکی است، ولی برای انتخاب دوره و ارزیابی نتیجه آن کافی نیست. باید یک مرحله عقب‌تر بروید و ببینید چه چیزی مانع فروش می‌شود.

آیا کارشناسان در تماس اول نمی‌توانند نیاز مشتری را بشناسند؟ پیشنهادهای زیادی ارسال می‌شود، اما تعداد کمی به قرارداد می‌رسد؟ مشتریان بعد از دریافت قیمت دیگر پاسخ نمی‌دهند؟ یا فروشنده‌ها برای نهایی کردن هر معامله، زودتر از حد لازم سراغ تخفیف می‌روند؟

پاسخ این پرسش‌ها مسیر آموزش را مشخص می‌کند. تیمی که در کشف نیاز ضعف دارد، الزاماً با آموزش تکنیک‌های نهایی کردن فروش نتیجه نمی‌گیرد. اگر هم مشکل اصلی تأخیر در تحویل یا نامناسب بودن شرایط پرداخت باشد، آموزش مذاکره به‌تنهایی کافی نیست.

هنگام بررسی کلاس‌های سازمانی فروش و گفت‌وگو درباره نیاز شرکت، چند نمونه واقعی همراه داشته باشید: تماس‌هایی که به نتیجه نرسیده‌اند، پیشنهادهای ردشده و اعتراض‌هایی که کارشناسان مرتب می‌شنوند. این نمونه‌ها کمک می‌کنند درباره محتوای آموزش و خروجی مورد انتظار، دقیق‌تر صحبت کنید.

هزینه واقعی آموزش تیم فروش شامل چه چیزهایی است؟

مبلغ قرارداد مدرس فقط بخشی از هزینه است. برای اینکه بعداً محاسبه معناداری داشته باشید، باید هزینه کامل برنامه را ببینید؛ از زمانی که تیم در کلاس می‌گذراند تا زمانی که مدیر برای تمرین و ارزیابی اختصاص می‌دهد.

بخش هزینه

چه مواردی را در نظر بگیریم؟

هزینه مستقیم آموزش

دستمزد مدرس، نیازسنجی، محتوا و ارزیابی، مطابق قرارداد

زمان حضور کارکنان

ساعت آموزش و تمرین ضرب‌در هزینه ساعتی افراد

زمان مدیر فروش

بررسی تماس‌ها، ارائه بازخورد و پیگیری اجرای آموخته‌ها

هزینه اجرایی

محل برگزاری، رفت‌وآمد، تجهیزات و پذیرایی، در صورت وجود

هزینه‌های تکمیلی

جلسات مرور، کوچینگ یا ابزارهایی که برای برنامه تهیه می‌شوند

مثلاً اگر هشت کارشناس در یک دوره ۱۲ساعته شرکت کنند، مجموع زمان حضور آن‌ها ۹۶ نفرساعت است. این زمان حتی اگر پرداخت نقدی جدیدی ایجاد نکند، بخشی از منابعی است که شرکت به آموزش اختصاص داده است.

فقط مراقب باشید یک هزینه را دوبار حساب نکنید. اگر هزینه زمان کارکنان را بر اساس حقوق محاسبه کرده‌اید، اضافه کردن یک مبلغ حدسی به‌عنوان «فروش ازدست‌رفته همان ساعت‌ها» می‌تواند برآورد را مخدوش کند. مبنای محاسبه را روشن و در تمام برنامه ثابت نگه دارید.

پیش از شروع دوره، وضعیت فعلی را ثبت کنید

بدون اطلاعات قبل از آموزش، ارزیابی بعد از آن بیشتر به برداشت شخصی وابسته می‌شود. مدیر احساس می‌کند تیم بهتر کار می‌کند؛ کارشناسان هم می‌گویند تماس‌ها مؤثرتر شده‌اند، اما کسی نمی‌داند چقدر.

پیش از شروع، یک بازه متناسب با حجم فروش و طول مذاکرات انتخاب کنید. در شرکتی با فروش روزانه، چند هفته داده ممکن است تصویر اولیه خوبی بدهد؛ در فروش پروژه‌ای که قراردادها چند ماه زمان می‌برند، بازه طولانی‌تری لازم است.

در همین مرحله، تعریف شاخص‌ها را هم مشخص کنید. «نرخ تبدیل» بدون توضیح، مبهم است. تبدیل تماس اولیه به جلسه را می‌سنجید یا تبدیل پیشنهاد رسمی به قرارداد را؟ اگر تعریف شاخص در میانه کار عوض شود، مقایسه قبل و بعد اعتبار خود را از دست می‌دهد.

برای شروع، لازم نیست ده‌ها شاخص داشته باشید. دو یا سه معیار مرتبط با مسئله آموزش، همراه با اطلاعات قابل‌اعتماد، کاربرد بیشتری از یک گزارش شلوغ دارند.

هزینه واقعی آموزش تیم فروش شامل چه چیزهایی است؟

نتیجه آموزش فروش را در چه شاخص‌هایی ببینیم؟

انتخاب شاخص باید از هدف آموزش بیاید. اگر دوره درباره پیگیری مشتری است، صرفاً افزایش تعداد تماس‌ها موفقیت محسوب نمی‌شود؛ باید دید پیگیری‌ها به پیشرفت مذاکره کمک کرده‌اند یا فقط حجم فعالیت بیشتر شده است.

نرخ تبدیل پیشنهاد به قرارداد

اگر مشکل تیم در مرحله ارائه پیشنهاد و مذاکره است، این شاخص می‌تواند مفید باشد:

نرخ تبدیل پیشنهاد به قرارداد = تعداد قراردادهای نهایی‌شده ÷ تعداد پیشنهادهای واجد شرایط × ۱۰۰

فرض کنید از ۱۰۰ پیشنهاد، ۲۰ قرارداد به دست می‌آید. نرخ تبدیل ۲۰ درصد است. اگر این عدد در دوره مقایسه به ۲۵ درصد برسد، پنج واحد درصد بهبود داشته‌اید؛ البته به شرطی که کیفیت فرصت‌ها و شیوه شمارش آن‌ها قابل‌مقایسه باشد.

در فروش‌های طولانی، پیشنهادهای تازه‌ارسال‌شده را زود قضاوت نکنید. بهتر است فرصت‌هایی را مقایسه کنید که زمان کافی برای مشخص شدن نتیجه داشته‌اند.

میزان تخفیف و سود هر معامله

گاهی تیم بعد از آموزش، همان تعداد قرارداد را با تخفیف کمتر نهایی می‌کند. در چنین شرایطی ممکن است اثر آموزش در سود مشخص‌تر از تعداد فروش باشد.

میانگین تخفیف، سود ناخالص یا حاشیه مشارکت معاملات را با همکاری واحد مالی بررسی کنید. کاهش تخفیف زمانی نتیجه مطلوبی است که همراه با افت ناموجه فروش، افزایش لغو سفارش یا از دست رفتن مشتریان ارزشمند نباشد.

طول چرخه فروش

از اولین ارتباط جدی تا عقد قرارداد چقدر زمان می‌گذرد؟ اگر آموزش به شناخت بهتر مشتری، دسترسی به تصمیم‌گیرنده و تعیین اقدام بعدی کمک کرده باشد، ممکن است این زمان کمتر شود.

بااین‌حال، کوتاه شدن چرخه فروش را فوراً به درآمد جدید تبدیل نکنید. ابتدا بررسی کنید آیا این زمان آزادشده واقعاً صرف فرصت‌های بیشتر شده یا صرفاً مدت انتظار کاهش یافته است.

کیفیت رفتار کارشناسان

بعضی تغییرات پیش از نتیجه مالی دیده می‌شوند. مثلاً کارشناس به‌جای معرفی عجولانه محصول، سؤال‌های دقیق‌تری می‌پرسد؛ بعد از جلسه اقدام بعدی را مشخص می‌کند؛ یا دلیل رد پیشنهاد را ثبت می‌کند.

برای بررسی این رفتارها، چند معیار روشن داشته باشید و نمونه‌هایی از تماس‌ها یا جلسات را پیش و پس از آموزش با همان معیارها ارزیابی کنید. جمله‌ای مثل «مذاکره حرفه‌ای‌تر شده» برای گزارش مدیریتی کافی نیست؛ باید مشخص باشد چه رفتاری تغییر کرده است.

فرمول بازگشت سرمایه آموزش فروش چیست؟

وقتی بتوانید منفعت مالی منتسب به آموزش را با برآوردی قابل‌دفاع محاسبه کنید، می‌توان سراغ نرخ بازگشت سرمایه رفت:

بازگشت سرمایه آموزش = [(منفعت مالی منتسب به آموزش − کل هزینه آموزش) ÷ کل هزینه آموزش] × ۱۰۰

بخش حساس این فرمول، «منفعت مالی منتسب به آموزش» است. درآمد اضافه را نباید مستقیم جای آن گذاشت؛ فروش جدید هزینه تأمین کالا، ارائه خدمت، پورسانت و سایر هزینه‌های مرتبط دارد.

برای محاسبه، با واحد مالی توافق کنید که کدام هزینه‌ها باید از درآمد اضافه کم شوند. اگر افزایش فروش به اضافه‌کاری، ارسال بیشتر یا پشتیبانی اضافی نیاز دارد، این موارد هم باید دیده شوند.

یک مثال فرضی از محاسبه هزینه و نتیجه آموزش

فرض کنید کل هزینه برنامه، شامل قرارداد، زمان کارکنان و پیگیری مدیر، ۶۰ میلیون تومان شده است.

در یک بازه ارزیابی سه‌ماهه، شرکت ۲۰ قرارداد بیشتر از برآورد مبنا ثبت می‌کند. میانگین مبلغ هر قرارداد ۲۵ میلیون تومان و حاشیه مشارکت آن، پس از کسر هزینه‌های متغیر مرتبط، ۲۰ درصد است.

مرحله محاسبه

نتیجه

درآمد اضافه: ۲۰ قرارداد × ۲۵ میلیون تومان

۵۰۰ میلیون تومان

منفعت پس از هزینه‌های متغیر: ۵۰۰ × ۲۰٪

۱۰۰ میلیون تومان

سهم فرضی منتسب به آموزش: ۱۰۰ × ۷۰٪

۷۰ میلیون تومان

منفعت خالص پس از کسر هزینه آموزش: ۷۰ − ۶۰

۱۰ میلیون تومان

بازگشت سرمایه: ۱۰ ÷ ۶۰ × ۱۰۰

حدود ۱۶٫۷ درصد

در این مثال، سهم ۷۰درصدی آموزش صرفاً یک فرض برای نشان دادن روش محاسبه است. در گزارش واقعی باید توضیح دهید چرا چنین سهمی در نظر گرفته‌اید. اگر شواهد کافی ندارید، بهتر است چند سناریو ارائه کنید و نتیجه را قطعی اعلام نکنید.

همچنین بازه سه‌ماهه بخشی از محاسبه است. بازگشت سرمایه سه‌ماهه را نباید بدون توضیح با نتیجه سالانه یک برنامه دیگر مقایسه کرد.

از کجا بدانیم رشد فروش حاصل آموزش بوده است؟

هم‌زمان با دوره ممکن است قیمت‌ها تغییر کنند، تبلیغات بیشتر شود، محصول تازه‌ای عرضه شود یا یک فروشنده باتجربه به تیم اضافه شود. همه این اتفاق‌ها روی نتیجه اثر دارند.

اگر شرایط شرکت اجازه می‌دهد، آموزش را مرحله‌ای اجرا کنید. یک گروه زودتر آموزش ببیند و گروه مشابهی در مرحله بعد. مقایسه تغییر عملکرد دو گروه می‌تواند به ارزیابی کمک کند، به شرطی که تفاوت‌های سابقه، بازار، محصول و کیفیت مشتریان ورودی را در نظر بگیرید. این مقایسه هم به‌تنهایی اثبات قطعی اثر آموزش نیست.

اگر تیم کوچک است، راه ساده‌تر این است که تغییرات مهم را ثبت کنید و تحلیل را محدود نگه دارید. مثلاً بنویسید در دوره ارزیابی، بودجه تبلیغات افزایش یافته یا شرایط پرداخت تغییر کرده است. نتیجه‌ای که محدودیت‌هایش روشن باشد، برای تصمیم‌گیری مفیدتر از عدد دقیقی است که پشتوانه مشخصی ندارد.

در شرایط تغییر قیمت، تعداد فروش، نرخ تبدیل و حاشیه سود را کنار درآمد ریالی ببینید. افزایش مبلغ فروش به‌تنهایی نشان نمی‌دهد تیم بهتر عمل کرده است.

از کجا بدانیم رشد فروش حاصل آموزش بوده است؟

چه زمانی نتیجه آموزش را بررسی کنیم؟

انتظار نتیجه باید با مهارت مورد آموزش و چرخه فروش هماهنگ باشد. دوره‌ای که امروز تمام شده، نمی‌تواند فردا روی قراردادهایی اثر کامل بگذارد که از چند ماه قبل در جریان بوده‌اند.

یک برنامه ارزیابی پیشنهادی می‌تواند این‌طور باشد:

  • بلافاصله پس از دوره: بررسی یادگیری با تمرین و موقعیت شبیه‌سازی‌شده.
  • در هفته‌های بعد: مشاهده اجرای مهارت‌ها در تماس‌ها و مذاکرات واقعی.
  • پس از طی یک چرخه فروش متناسب: بررسی نرخ تبدیل، تخفیف، سود و سایر نتایج مرتبط.

این زمان‌بندی نسخه ثابت همه شرکت‌ها نیست. نکته اصلی این است که رضایت از کلاس، یادگیری، تغییر رفتار و نتیجه مالی را یکسان نگیرید. ممکن است شرکت‌کننده از دوره راضی باشد، اما هنوز مهارت را در کار اجرا نکند.

نقش مدیر فروش در نتیجه گرفتن از دوره

فرض کنید در کلاس به کارشناسان آموزش داده می‌شود پیش از پیشنهاد محصول، نیاز مشتری را دقیق بررسی کنند. اما مدیر همچنان فقط تعداد تماس روزانه را می‌سنجد و برای کوتاه شدن مکالمه فشار می‌آورد. تیم در عمل با دو انتظار متفاوت روبه‌رو می‌شود.

برای اینکه آموزش وارد کار روزانه شود، مدیر باید زمان محدودی برای مرور نمونه‌ها و بازخورد اختصاص دهد. لازم نیست همه تماس‌ها بررسی شوند؛ چند نمونه مرتبط با مهارت موردنظر، اگر منظم و دقیق ارزیابی شوند، می‌توانند مبنای گفت‌وگوی مفیدی باشند.

بازخورد هم بهتر است مشخص باشد. به‌جای «باید بهتر مذاکره کنی»، می‌توان گفت: «در این تماس، قبل از اینکه دلیل تردید مشتری روشن شود، تخفیف پیشنهاد شد.» چنین بازخوردی به کارشناس نشان می‌دهد دفعه بعد چه چیزی را تغییر دهد.

دوره ارزان‌تر، الزاماً هزینه کمتری ندارد

دو پیشنهاد آموزشی را فقط بر اساس قیمت یا تعداد ساعت مقایسه نکنید. ببینید هرکدام چه مسئله‌ای را پوشش می‌دهند، چقدر فرصت تمرین دارند و ارزیابی و پیگیری در آن‌ها چگونه تعریف شده است.

پیش از قرارداد، این پرسش‌ها را مطرح کنید:

  • محتوای دوره بر چه اساسی برای تیم انتخاب می‌شود؟
  • آیا نمونه‌های واقعی شرکت در تمرین‌ها قابل‌استفاده‌اند؟
  • یادگیری و اجرای مهارت‌ها چگونه بررسی می‌شود؟
  • مدیر فروش چه مسئولیتی در ادامه برنامه دارد؟
  • کدام خدمات در قیمت هستند و کدام هزینه جداگانه دارند؟

پاسخ‌ها کمک می‌کنند هزینه دو برنامه را با دامنه خدمات یکسان بسنجید. گاهی یک دوره کوتاه و متمرکز برای مسئله شما کافی است؛ گاهی هم تیم به تمرین و پیگیری بیشتری نیاز دارد.

تصمیم نهایی را با یک گزارش کوتاه بگیرید

برای ارزیابی هزینه آموزش تیم فروش، یک گزارش روشن می‌تواند کافی باشد: مسئله اولیه چه بود، کل هزینه چقدر شد، چه رفتارهایی تغییر کرد، کدام شاخص‌ها بهتر شدند و چه عوامل دیگری در نتیجه نقش داشتند؟

اگر مهارت در تمرین بهتر شده ولی در کار اجرا نمی‌شود، باید شرایط اجرا و پیگیری مدیر را بررسی کنید. اگر رفتار تغییر کرده اما هنوز نتیجه مالی دیده نمی‌شود، شاید زمان بیشتری لازم باشد یا مانع دیگری در مسیر فروش وجود داشته باشد. اگر هم نه یادگیری قابل‌مشاهده است و نه تغییری در اجرا دیده می‌شود، محتوا و روش آموزش نیاز به بازبینی دارد.

هزینه آموزش زمانی قابل‌دفاع می‌شود که شرکت بتواند مسیر آن را تا یک تغییر مشخص دنبال کند. پیش از ثبت‌نام تیم، روشن کنید قرار است کدام مسئله حل شود و چه شواهدی نشان خواهد داد که پول و زمان شرکت به نتیجه رسیده است.

26 نمایش

نظر دادن